تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
اغلب فرنگستان به علت رطوبت هوا و زيادى باران و كمى آفتاب ميوه خوب نمىشود . مگر در گرمخانه‌ها به اهتمام زياد ميوه خوب به عمل بياورند ، چنانچه در پاريس هلوى خوب بود و در انگليس هلو و شليل خيلى بهتر از همه جاى دنيا پيدا مىشود [ 354 ] . هواى وين هروقت ابر باشد و باران ببارد بسيار سرد مىشود ، آفتاب باشد گرم است ، يعنى در تابستان گردشگاههاى خوب دارد ، باغها و پاركهاى متعدد ، قهوه‌خانه‌ها و كلوپها اما به زيادى شهر پاريس نيست . كوچه‌ها و بلوارها را درخت كاشته‌اند ، اما كوچه با درخت و خيابان درخت‌دار كم است ، زياد نيست ، روزنامه كه به زبان فرانسه چاپ مىشود دو نسخه است ، يكى ساژرى دووين ، ديگرى موسوم به دانوب است ، اما همه روزه چاپ نمىشود ، هفته [ اى ] يك مرتبه بيرون مىآيد ، به زبان آلمانى هم چند روزنامه چاپ مىشود .

[ 13 الى 16 رجب ] :

خلاصه روز سيزدهم 13 شهر رجب كه روز مولود حضرت امير المؤمنين عليه السلام بود به قصد ايران و تهران از خواب برخاستم . در ساعت 11 قبل از ظهر امپراطور آمد ، قدرى نشستيم . قبل از امپراطور وزير جنگ را خواسته بودم براى عمل ابتياع اسلحه و صاحب‌منصب و غيره با او خيلى حرف زدم . خلاصه به اتفاق امپراطور برخاستم رفتم ، همهء صاحب‌منصبان و بزرگان دولت حاضر بودند . من و امپراطور سوار كالسكه شده به گار مشرق رفتيم ، خيلى راه بود ، جمعيت زيادى از زن و مرد به تماشا آمده بودند تا رسيديم به گار ، با امپراطور وداع كرديم ، نريمان خان كه وزير مختار ايران در وينه مقرر شده بود ، ماند . نظر آقا هم براى قرارنامه صاحب‌منصبان و دادن پول ، اسلحه و غيره در وين مىماند . راه‌آهن واگون و ترن مخصوص امپراطور است ، سوت آخر را كشيد ، با امپراطور و