كه از عمارت دولتى شهر كه منزل ما بود مىخواستم به عمارت شمبرون برويم همه را سربالا مىرفتم ، برعكس برگشتن سرپايين ، اطراف شهر تپههاى بلند جنگلى واقع است و شهر از هر طرف سركوب دارد ، اين است كه بههيچوجه استحكامات و قلعه [ اى ] دور شهر نساختهاند چراكه خرج بىمصرفى است . در قديم دور شهر خندق و خاكريز داشته است كه حالا هم آثارش گاهى پيدا مىشود ، دور زمين خاكريز خندق را به مرور يا فروخته است يا باغات و عمارات براى زينت و آبادى شهر ساخته است ، كوچههاى خوب وسيع دارد ، همهء كوچهها از بزرگ و كوچك سنگفرش بسيار خوب است ، سه چهار تماشاخانه دارد ، كالسكه زياد در شهر عبور مىكند ، اما نه به قدر پاريس و برلن و لندن ، ترامواى « * » و امنىبوس هم خيلى عبور مىكند ، در كوچهها از روى خط راهآهن اسبى ، اما اين كالسكههاى امنىبوس وين كوتاه و پست هستند و در بالاى كالسكه هم كسى نمىنشيند ، همان يك مرتبه مىنشينند ، كالسكههاى پاريس راهآهن اسبى دو مرتبه و بزرگ و بلند است ، وقتى كه مىآيد مثل يك كوه است ، اما امنىبوسهاى وين چون همه از خط راهآهن مىرود كمتر خطر براى « * » پياده [ ها ] و كالسكههاى كوچك ديگر دارد ، اما مال پاريس اغلب علاوه بر اينكه از روى خط آهن مىرود از روى زمين هم مىپرند ، به علت صافى و خوبى فرش كوچهها ، اين است كه اغلب پيادهها و كالسكههاى ديگر را زير گرفته خرد مىكند و خيلى خطر دارد براى عابرين ، شهر وين با چراغ گاز كه شب روشن است و خيلى هم گاز دارد .
« در همهء شهر وين و اطراف كه ديده شد ، در خاك اطريش يك نفر آدم بدگل ديده نشد ، جميع زنها و دخترها و پسرها در كمال وجاهت و خوشگلى هستند ، بدگل يا
هامش
* اصل : ترانواى
* اصل : براى براى