تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
جزيرهء مارى آن رفتيم . كلاه فرنگى قشنگى وسط جزيره است و شكل مارى آن و امپراطور فرديناند « * » اول را در پرده كشيده به ديوار نصب است و اين قصر را فرديناند براى زنش كه مارى آن باشد ساخته است . اين فرديناند عموى امپراطور حاليه است . بعد از دوازده سال سلطنت استعفا كرد ، سلطنت را به پدر اين امپراطور داد ، او هم نخواست ، پسرش كه حالا امپراطور است پادشاه شد . امپراطور فرديناند الى دو سال قبل از اين زنده بود و در شهر پراگ كه يكى از شهرهاى نمسه است فوت شد ، يعنى همان‌جا منزلش بود ، دولت شخصى زياد داشت ، همه را به امپراطور حاليه بخشيد . مارى آن زنش كه اين قصر به اسم او ساخته شده است ، الحال زنده و در شهر پراگ است و هفتاد و پنج سال دارد . از شاهزادگان سروانياى ايتاليست . بعد رفتيم ، باز سوار قايق شده به قصر كهنه فرانزانس‌بورگ كه به قصر شواليه‌ها معروف است ، رفتيم ، تفصيل اين قصر را كه به عمارات سحر و نقلهاى جادوگرهاى الف‌ليله شبيه است در روزنامهء سفر سابق نوشته‌ام ديگر اينجا لازم نيست شرح بدهم ، همهء مراتب تحتانى و فوقانى را گشتيم ، پايين آمده سوار قايق شده از درياچه گذشتم . زن و مرد زيادى به تماشا آمده بودند ، از هر جور . سوار كالسكه شده رفتم نزديك عمارت پياده شدم ، پياده خيلى توى چمن و گلها گردش كردم ، رفتم به گرمخانه كه گل تربيت مىكنند [ 342 ] در سفر سابق [ رفته بودم ] همه جا را بلد بودم ، گردش كرده باز رفتم بالاى عمارت ، صندليها ، ميزها ، اسباب اطاق و غيره همان‌طور كه پنج سال قبل ديده بودم ، بعينها همان‌طور بود ، گل‌كاريهاى بسيار خوب توى چمنهاى دور عمارت كرده بودند ، نماز كرده ، عصرانه خورده پايين آمديم ، رفتيم به راه‌آهن و رفتيم منزل . محقق را به تهران مىفرستم ، در تدارك رفتن بود كه صبح
هامش
* اصل : فردينان ، فردبناند اول امپرطور اطريش از 1835 الى 1848 ، ر . ك . روزنامهء خاطرات ناصر الدين شاه در سفر اول فرنگستان ، همان ، ص 301 .
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 226 | ناصر الدين شاه قاجار / فاطمه قاضيها