بلند مرتفعى دارد ، سر ميل كليسا الى پايين از صد ذرع متجاوز است . كليساى كلن آلمان و كليساى ميلان و بروكسل را كه در سفر سابق ديده بودم ، اگرچه آن بناهاشان بخصوص مال ميلان بزرگتر از اين است اما اين خيلى بلند و مخروطى ، بالاى كليسا بطور تير بالا رفته است .
خلاصه در گار كالسكهها ايستادند ، اينجا سه ساعت بايد بمانيم كه شهر را بگرديم .
كالسكه حاضر شد . من ، سپهسالار ، امين الملك سوار شده حاكم نظامى و قلمى و رئيس پليس شهر كه آلمانى هستند همه لب گار حاضر بودند ، با ساير بزرگان و جنرالها . حاكم شهر اسمش جنرال اسكوپ ، حاكم نظامى جنرال بوئير ، رئيس احتساب كه فرانسه خوب حرف مىزد و همه جا را او نشان مىداد و معرفى مىكرد « سالدرم » ، داخل شهر شديم ، قلعهء بسيار سختى دارد كه فرانسهها ساخته بودند و اين شهر در جنگ هفت سال قبل از اين سه ماه محصور پروسها بوده است ، به سردارى جنرال وردر [ 294 ] . كه بالاخره بعد از جنگها و تيراندازيهاى خمپاره به توى شهر تسليم شده بودند خيلى خسارت رسيده است ، كتابخانهء شهر كه بسيار معروف بوده است بالمره آتش گرفت و تمام شد ، اغلب شهر خراب و زيرورو شد كه از تازه ساختهاند ، هنوز هم جاى گلولههاى توپ و خمپاره در ديوارهاى قلعه و كليسا ديده مىشود و اغلب اشكال كه از سنگ تراشيده در بالاى كليسا و ديوارهاى او بوده است گلوله توپ به زمين انداخته خراب كرده است ، حالا عوضش را مىسازند جايش مىگذارند . امروز هم ديدم حجار و بناكار مىكردند .
خلاصه قلعه شهر دو قلعهء تودرتوست و خندقش هم آب دارد . رودخانه از وسط شهر مىگذرد ، اسمش ايل
ill
قدرى پايينتر از شهر داخل رن مىشود ، از دروازههاى شهر بيرون رفتيم ، هنوز عقاب فرانسه در روى دروازهها نصب است ، تا رسيديم به پارك و خيابانهاى تفرجگاه شهر ، پارك خوبى است ، خيابانهاى درخت چنار دارد كه الى حال چنار اينجاها نديده بودم . بعد رفتم به جايى كه نارنجستان مىگويند يعنى گرمخانه است