اينها از طبقهاى هستند كه برضد قوانين و تسلط جديده امپراطور و بيسمارك « * » وزيرش هستند ، چه در مذهبى چه دولتى . سه هفته پيش هم از همينها طپانچهها شش لوله انداخته بودند به امپراطور ، زخمى نشده بود .
خلاصه شام مهمانى و تماشاخانه و غيره همه به هم خورد ، قدرى معطل شديم . از پنجره مردم و آيند و روند را تماشا كرديم ، بعد رفتم عمارتهاى اين عمارت را تماشا كردم . اطاقهاى بسيار خوب دارد ، پردههاى بسيار خوب ، مبل و اسباب خوب دارد . هر اطاقى يك رنگ پارچه با چهارچوب نصب كردهاند به ديوارها ، مبل هم همان رنگ است ، سنگهاى سماق و الوان در ديوارها و غيره يكپارچه ، بزرگ ، كوچك ، خيلى نصب است يعنى جزء عمارت و اطاق است . بعد مرتبه بالا رفتم انبار پردهها و صورتهاى زياد است ، پردههاى بسيار خوب آنجا انبار كردهاند ، يك پردهء بزرگ صورت من هم آنجا بود .
بعد منزلهاى پيشخدمتها و غيره را گشتم ، آمديم منزل نماز كرده قرآن خواندم . يك ساعت و نيم به غروب مانده كالسكه بسته حاضر كردند . من ، موچول خان ، جنرال مهماندار نشستيم ، رفتيم گردش تا رسيديم به ميدانگاه و باغچهها و اول پارك دور آثار فتح جديد . آنجا از كالسكه پياده شدم ، زن و مرد و بچه دور ما را گرفتند ، حقيقتا خجالت داشت ، اما هرطورى بود تماشا كرديم ، حتى به مرتبه اول هم بالا رفتم اين آثار را بعد از فتح فرانسه بنا كردند . پنج سال قبل كه من آمدم ناتمام بود ، سه سال است كه تمام شده است ، خرج زيادى كردهاند ، همه از سنگ است ، چه سنگى كه مثل جواهر است ، جنس سنگ سماق ، اما رنگ به رنگ و پارچههاى كلفت طويل عريض [ 281 ] چند ستونهاى كلفت بزرگ بلند دور اين بناست كه همه يك پارچه سنگ سماق است ، ميل بالاى نما كه آن هم از سنگ است يعنى ستون خيلى بلند است و يك پارچه سنگ بالاى آن ميل يك
هامش
* اصل : بيزمرك