طرف دست راست اينجا اسبها را عوض كردند . رانديم ، بعد از صدرك كوههاى چپه و راست عقبتر مىرود ، يعنى كوههاى دست راست به قدر يكى دو فرسنگ عقب مىرود و پشتش كوههاى برفى هست ، دست چپ جلگه مىشود مىرود الى كوه آقرى و كوههاى سرحدات قديم روس و عثمانى كه آن طرف كوه خاك قارص و بايزيد بوده است ، حالا روسها كه آنجاها را گرفتهاند سرحد را پيش بردهاند به آن طرف كوهها ، از جاده الى كوه آقرى ، ده فرسنگ مسافت دارد ، قدرى كمتر .
خلاصه رانديم تا رسيديم به دولو كه 18 ورس راه بود ، ده معتبرى است ، قجرهاى قديم دولو اينجاها مىنشستند ، بالاخانه را حاضر كرده بودند ، از پلهء زيادى بالا رفتيم ، اينجا ناهار خورديم ، آب اين ده هم رودخانه است ، از كوه دست راست مىآيد ، دهات اينجا باغات و اشجار زياد دارد [ 241 ] خلاصه سوار شديم ، رانديم ، اين دفعه آجودان مخصوص را در كالسكه نشاندم ، هوا هم ابر شد ، باران هم خيلى آمد ، اما در ورود ايروان هوا باز شد آفتاب شد ، خلاصه از دولو به قمرلو رفتيم ، 18 ورس بود ، از قمرلو به آق حمزهلو كه 15 ورس است ، از آنجا به شهر ايروان 13 ورس ، آبادى و دهات زياد و باغات و اشجار خيلى امروز از دولو به اين طرف ديده شد ، اغلب دهات ارمنى مىنشينند ، محال و ودى باسار ، كرلى باسار ، زنگى باسار و غيره بود ، زراعت زياد كرده بودند . دو ساعت و نيم به غروب مانده شهر ايروان پيدا شد . سواره مستقبلين ، پياده صاحبمنصب قزاق و غيره از هر جور زياد از حد بود . ارمنى ، مسلمان .
شهر ايروان در ميان دره تپه واقع است ، باغات و اشجار دارد ، اما شهر خراب كثيفى است ، محله مسلمانها كه از قديم بوده است در روى تپه و درههاست ، طرف جنوبى شهر را روسها و ارمنيها تازه عمارت و بنا ساختهاند كه در حقيقت محله روسها و ارمنيها سوا شده است و در اينجا حاكم ايروان عمارت خوبى ساخته است ، به طرز فرنگى ، جلو عمارت كوچه عريضى است ، طولانى ، آن طرف كوچهباغ عامه ساخته است . درخت
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 63
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص٦٣