اعماق شرق دور ديده ميشوند و تركها و عربها و ايرانيها و تاتارها و ازبكها تماما عادت دارند معايب خود را مورد انتقاد قرار داده و ريشخند نمايند و در عوض از ملكات و استحقاق ملل غير مسلم تمجيد و تكريم به عمل آورند . آنچه را من خودم درين باب به چشم ديدم با آنچه شنيده بودم كاملا باهم وفق ميدهد . آنها ميگويند كه حس صنعتدوستى و انسانيت و ميل به راستى تمام از صفات « كفار » است ولى بلافاصله ، مانند آن فرانسوى بعد از جنگ « رزباخ » « 1 » ميگويند : خدا را شكر كه من « 2 » مسلمانم .
شهرها : از مراكز جمعيتى ، كه فهرست آن را در موقع ذكر طرق و شوارع متعدد تاتارستان شرح خواهيم داد ، آبادتر از ختن و يارقند و قابل ملاحظهتر « ترفان ايلى » و كمول است ؛ و آقسوو كشگر از لحاظ احترام مذهبى قابل ذكر مىباشد . درين شهر اخير كه به داشتن صد و پنج مسجد ( باحتمال قوى كلبههاى گلى كه براى خواندن نماز ساختهاند ) و دوازده مدرسه مباهات مىكند ، مقبرهء « حضرت آفاق » پيشواى مقدس تاتارستان چين واقع است . حضرت آفاق يعنى « و الا حضرت افق » و مقصود ازين لقب آنست كه وسعت استعداد و قبوليت عامهء آن حضرت مآب را برساند و الا اسم حقيقى او « خواجه صديق » و وجودش باعث ترقى احساسات مذهبى نزد تاتارها بوده است . ميگويند در زمان سابق كشگر خيلى مهمتر و جمعيتش زيادتر بوده است . اين انحطاط فقط در اثر هجوم « خقندى خواجهها » روى داده كه همه ساله شهر را غافلگير ميكنند و چينىها را به داخل قلاعشان ميرانند و با كمال راحتى به عمل غارتگرى خود ادامه ميدهند تا اينكه پادگان محصور شده از پكن كسب تكليف كند و پس از دريافت دستور صريح شروع به حمله نمايد . به اين ترتيب خقندى خواجهها كه يكدسته ماجراجوى مفلوك و گرسنه هستند ، ساليان دراز است كه شهر را مورد نهب و غارت قرار ميدهند و معذلك درنظر اهالى ساده لوح آنجا چينىها همان چينى يعنى موجودات منزه از گمراهى و قادر مطلق ميباشند .
هامش
( 1 ) -Rosbach( 2 ) - الحمد للّه انا مسلم .