پيغمبر عرب مىشود ، نه براى امپراطور كشور آسمانى .
همانطور كه ميتوان حدس زد روابط اجتماعى بين چينىها و مسلمانها بر شالودهء صلحخواهى گذاشته شده است . گرچه محال به نظر ميرسد كه بين عناصر به اين ناجورى دوستى متقابله برقرار شود معذلك چنين استنباط ميگردد كه هيچگونه عداوت مخصوصى هم بين اين دونژاد كه در رديف هم قرار گرفتهاند ، وجود ندارد چينىها كه در اقليت هستند طورى رفتار ميكنند كه حكمفرمائيشان محسوس نشود و مأمورين رسمى با كمال بيطرفى كار خود را انجام ميدهند . بعلاوه چون از گرويدن به مذهب رايج چندان خوششان نميآيند لذا مواظبند كه مسلمانها با كمال دقت دستورات پيغمبر را بموقع اجرا بگذارند ، و به اين جهت هر نوع تخلفات مذهبى را شديدا بمجازات ميرسانند . اگر مسلمانى در اداء نماز سهلانگارى كند فورا چينىها او را ملامت ميكنند و ميگويند : ببين تا چه اندازه حق ناشناسى ، ما صدها خدا داريم و باوجوداين از عهدهء ارضاء آنها برميائيم و تو يك خدا بيشتر ندارى و معذلك وظيفهات را نسبت به او انجام نميدهى . بطورى كه مشاهده كردم خود ملاها هم با اينكه مراعات قوانين كنفوسيوس را نميكنند معذلك به عمليات صادقانهء مأمورين چينى احترام ميگذارند . تاتارها در عوض از تحسين اربابهاى خود راجع به كاردانى و مهارت آنها خسته نميشوند و موقعى كه از اعمال « جنگ كافرها » ( كافر هاى بزرگ ) يعنى چينىهاى خالص « 1 » لذت مىبرند جلوى ابراز احساسات آنها را به آسانى نميتوان گرفت ، مسئلهء عجيب اينكه تمام فرق مختلف اسلام ، اعم از آنهائيكه بيشتر در سمت مغرب سكنى دارند يا ايلات نيمه وحشى كه به زحمت در
هامش
( 1 ) - تصرف پكن بوسيلهء قشون انگليس - و فرانسه از نظر آنها مخفى نمانده بود و موقعى كه از حاجى بلال سؤال كردم چگونه اين مطلب را با قدرت كاملهاى كه به چينىها نسبت ميدهند ميتوان وفق داد به من جواب داد كه فرنگيها متوسل به حيله شدند و به اين وسيله كه آنها را وادار به كشيدن ترياك كردند همه را بىحس نمودند و آنوقت بدون برخورد با مقاومت وارد شهرى شدند كه اهالى آن بخواب رفته بودند .