تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
سازند و اين عمل در اثر كمكهاى اجبارى اسيران پادگان سابق امير به زودى جامهء عمل پوشيد . همه انتظار انتقام را ميكشيدند و كمى بعد هنگاميكه پانزده هزار بخارائى بفرماندهى يكى از تحت الحمايه‌هاى نصر إله كه مدعى تاج و تخت جديد التصرف شير عليخان بود ، در مقابل ديوارهاى خقند رسيدند احدى تعجب نكرد . اما تازه وارد كه نامش « مسلمان قول » بود در بين راه با هموطنان خود از در صلح درآمد و درهاى شهر را بدون معطلى به روى او باز كردند و باوجود آنكه نصر اللّه رسما قول داده بود او را در رأس امور جا بدهد معذلك بعجله برعليه حامى خود اسلحه در دست گرفت و باهم‌نژادان خويش متحد شد و بخارائيها را كه همراهش آمده بودند از شهر بيرون كرد . اين چهار شكست پىدرپى امير را مأيوس نكرد و لشكر تازه‌اى بفرماندهى شاهرخ خان كه نامزد رياست كل قوا بود اعزام داشت . ولى او از آنطرف « اوران‌تپه » تجاوز نكرده بود كه خبر رسيد امير در سمرقند بيمار شده و ببخارا مراجعت كرده است و ازين جهت تمام عمليات نظامى متوقف ماند و چند روز بعد بواسطهء مردن اين شاهزاده دنيا از دست منفورترين پادشاه مستبد سفاك خلاص شد . از اشخاص معتمد شنيدم كه مرگ نصر اللّه « 1 » در اثر شدت غيض و غضبى بود كه بواسطهء عدم موفقيت در اردوكشىهاى خقند و مقاومت لجوجانهء « شهر سبز » « 2 » به او
هامش
( 1 ) - بجاى عبد الصمد خان منفور قاتل « كونولى » و « شتودارت » و « نازلى » ، آن بدبخت ، كيفرى را كه بسيار مستحق آن بود دريافت داشت . بدين ترتيب كه امير او را به شهر سبز فرستاد و خيانت او هم برايش مسلم شده بود . چون نميتوانست علنا او را بچنگ آورد هزاران حيله به كار ميبرد كه او را بدام بيندازد . عبد الصمد مدتها از دست مقدراتى كه در انتظارش بود فرار كرد ولى بالاخره در دام افتاد و چون حدس زده بود دژخيمان در اطاق مجاور در سر راهش به كمين نشسته‌اند لذا در جلوى تخت شكم خود را پاره كرد و به اين ترتيب با مرگ ارادى آن پادشاهى را كه تا اين اندازه اخلاقش به خود او شبيه بود دچار غضب گردانيد . ( 2 ) - « شهر سبز » كه نام سابقش « قش » بود مسقط الرأس تيمور است و شهرتش بواسطهء استعداد جنگى اهالى آن است .
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 484 | آرمينيوس وامبرى / فتحعلى خواجه نوريان