سهم ثابتى بعنوان مواجب دريافت ميدارند ولى در موقع بحرانهاى غيرعادى حق هيچگونه ادعائى ندارند . هركدام از آنها يك « توخسابوى » و يك « ميرزاباشى » و يك « يساول بيگى » و عدهاى « مسيخور » و « شوراقاسا » تحت اوامر مستقيم خود دارند .
ارتش : ميگويند قواى دائمى خانات بالغ بر چهل هزار سوار مىشود ولى در موقع ضرورت ممكن است تعداد آن تا شصت هزار اضافه گردد . بطوريكه ميگويند بخارا و كارشى قسمت اعظم اين قوا را تحويل ميدهند . و بخارائيها مخصوصا بشجاعت معروفند . اين اعدادى كه نقل كردم نقل قول از اهالى محل است و تصور ميكنم اغراقآميز باشد . زيرا در موقع اردوكشى خقند قشون امير هيچگاه از سى هزار نفر تجاوز نميكرد و مجبور بود با تحمل مخارج گزاف قواى كمكى استخدام كند و البته اگر برآوردى كه اول ديديم صحيح ميبود طبيعت صرفهجو يا بعبارت واضحتر خست مظفر الدين هرگز بچنين امرى رضايت نميداد . مزد افراد كه در موقع صلح صفر است هنگام جنگ تقريبا ببيست تنقه ( تقريبا 15 فرانك ) در ماه بالغ ميگردد و سوارها بايد از همين مبلغ مخارج مركب خود را هم بپردازند . بعلاوه نيمى از غنائم هم متعلق بدستجاتى است كه آن را بچنگ آوردهاند .
واقعا جاى تعجب است كه با اين جمعيت بيشمار شاهزاده نميتواند يك قشون محلى مهمترى ترتيب دهد و از آن عجيبتر اين است كه بجاى آنكه قواى كمكى را از ميان پنجاه هزار « ارزارى » كه خراجگزار او هستند انتخاب كند ترجيح ميدهد به تكهها مراجعه كرده يا از ساريقها داوطلب بگيرد كه برايش چهار هزار تيلا ( در حدود پنجاه هزار فرانك ) در سال تمام مىشود .
4
مشهور است كه افراسياب جنگجوى بزرگ تورانى كه يكى از پهلوانان باستانى