و « اسنايلى » « 1 » بودهاند كه اولى پسرانش يموت و تكه و دومى چاودور و گوكلان بودهاند . در ازمنهء سابق « مانقشلاق » را « مينگقشلاق » ( هزار توقفگاه زمستانى ) ميناميدند و آنجا نهتنها موطن اصلى آنهائى بوده كه باوجود همنژادى از ما جدا شدهاند بلكه ارزاريها و سالورها و تمام ايلات ديگر ما هم از آنجا سرچشمه گرفتهاند .
مقدسين آنزمان ، مثلا « ايرگآتا » « 2 » و « سارى - ار » در مرزهاى مانقشلاق مدفون هستند و اين از توجهات خداوند بزرگ است كه انسان بتواند قبر آنها را زيارت كند . خان جان نيز برايم تعريف ميكرد كه در اوايل قرن هيجدهم تركمنها براى ستر عورت پارچهء ديگرى جز پوست گوسفند و چرم اسب يا گورخر به كار نميبردند ولى امروز تمام آن ترتيبات بهمخورده و كلاه پوست تنها اثرى است كه از لباس ما باقىمانده است .
بغض و عداوتى كه پشتدرپشت بين ايلات حكمفرماست بوسيلهء توهين متقابل آشكار مىشود و از جمله سرزنشها يكى آنست كه ميگويند اجدادت برده بودهاند .
بطور وضوح نميتوان تعيين كرد كه اين اشخاص در چه زمانى زادوبوم مشترك خود را ترك كردهاند . از همان موقع اشغال اعراب ارزاريها و ساريقها و سالورها در اين طرف جيحون قسمت شرقى صحرا را اشغال نمودهاند . تكهها و گوكلانها و يموتها هم كمى ديرتر شايد در زمان چنگيز خان و تيمور اراضى را كه فعلا در دست دارند متصرف شدند . اين ايلات اخير محل سكنى خود را دستهدسته تغيير دادند و نقلوانتقال اسباب و اثاثه آنها تاكنون بيش از نصف عملى نشده زيرا بسيارى از يموتها و گوكلانها بواسطهء امتيازى كه براى خود قائلند هنوز از مهد اوليهء خود دست برنداشتهاند . در قرون وسطى سواران تركمن خدمت خان خيوه بخارا
هامش
( 1 ) -Eszen Ili( 2 ) - « ايرگآتا » در زبان مجار به معنى پدربزرگ و « ارگآتا » بمعنى پدر پير است .