جاويدان كردن يك خاطرهء غمناك به آسمان بلند است تركمن مشغول چپق كشيدن و صيقلى كردن اسلحه و خوردن غذاى خود مىباشد . همينطور زنها كه در محوطهء تنگ چادرها چهار زانو نشسته و خود را موظف ميدانند بطور دستهجمعى فريادهاى جگرخراشى بكشند و اشك بريزند ، درعينحال از شانه كردن پشم و چرخاندن دوك نخريسى يا انجام دادن كارهاى ديگر خانه دستبردار نيستند .
دوستان و آشنايان متوفى هم مجبورند ديدنى بعنوان سوگوارى بكنند ولو آنكه خبر فاجعه چندين ماه بعد از وقوع به آنها رسيده باشد . اين وظيفه را غالبا هنگام شب انجام ميدهند و شخصى كه بديدن ايشان آمده جلوى چادر مينشيند و حضور خود را با داد و فرياد شديد كه اقلا يكربع ساعت طول ميكشد اعلام ميدارد :
وقتى يكى از رؤساى برجسته يعنى كسى كه به دريافت لقب « باتور » ( دلاور ) نائل شده است بميرد رسم است كه يك « يسكا » « 1 » ( برآمدگى ) روى قبرش برپا كنند .
هر تركمن واقعى بايد باريختن دستكم هفت پارو خاك در آن شركت كند و از آن جهت است كه اين بناهاى يادبود خشن غالبا داراى شصتپا محيط و بيست و پنج تا سىپا ارتفاع مىشود . در بيابان وسيع همهجا ازين قبرهاى برجسته يافت مىشود و از دور جلبنظر مىكند . اشخاص بومى تمام آنها را به اسم يعنى بنام كسى كه در آن دفن است ميشناسند .
اين شرحى را كه بطور خلاصه بيان كردم با ذكر روايات تاريخى خلاصهترى كه اين مردم منتها درجه به آن ايمان دارند بپايان ميرسانم . دوست فاضلم قزل آخوند به من ميگفت : ما همه از سلالهء « مان قشلاق » هستيم ، اجداد ما « سون خان » « 2 »
هامش
( 1 ) - اين رسم در نزد هونهاى قديم وجود داشته و مجارهاى امروز هم گاهى آن را بجا ميآورند .
چند سال بيش نيست كه بدستور كنت ادوارد كارولىConte Edouard Karolyيكى ازين تپهها را در « كاشان » ( مجارستان عليا ) به ياد بود كنت شجنيى( Conte Szechenyi )براى اثبات احترامى كه مردم به او داشتند ساختهاند .
( 2 ) -Szon Khan