پدرانه ميكرد يكى از همسايهها را به رخ او ميكشيد كه هنوز از مرحلهء صباوت خارج نشده دو نفر ايرانى را تحت انقياد خود درآورده است و با يك حركت تحقير آميز دنبالهء صحبت را گرفته ميگفت : « ولى تو نميدانم بالاخره مرد خواهى شد يا نه . . . »
يكى ديگر از عادات تركمنها كه كموبيش در ميان ساير ايلات آسياى ميانه هم دارد از شدت ميافتد ، مراسم عروسى و زفاف است كه عروس با لباس نامزدى با كمال دليرى سوار بر اسب سركشى شده تاخت مىكند درحالىكه يك بزغاله يا برهء كشته را جلوى زين جا داده و با خود حمل مينمايد . نامزد او هم با ساير جوانانى كه در جشن عروسى شركت دارند سواره او را دنبال كرده سعى مىكند به او برسد . ولى او بايد با حركات ماهرانه و تحولات پىدرپى طورى از چنگ آنها بگريزد كه نتوانند بارى را كه در بغل گرفته از دستش بربايند . اين بازى كه نامش « ككبورى » ( گرگ سبز ) است بطوريكه قبلا گفتم در تمام مراكز آسيائى هنوز معمول و متداول است .
بنابر يك رسم عجيب ديگر عروس و داماد تازه گاهى دو و گاهى چهار روز بعد از زفاف از هم جدا ميشوند و زناشوئى دائمى آنها پس از انقضاء يك سال تمام شروع مىشود .
وقتى يكى از عزيزان خانوادهاى از چادرنشينان بميرد فوتش باعث مىشود كه مدت يك سال تمام همهروزه مراسمى به اين شرح برپا گردد : در آنساعت كه نفس بازپسين را كشيد مويهكنندگان ميآيند مرثيه ميخوانند و تمام افراد خانوادهء متوفى كه در آنجا حاضرند ، بايد به آنها ملحق شوند . با اين وصف افرادى كه ذكر شد دست از كارهاى خانه كه در موقع رسيدن مرثيهخوانان مشغول آن بودند برنميدارند . بسيار تماشائى است در همان موقعى كه صداى شيون و زارى براى
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 413
مساهمون: آرمينيوس وامبرى
ص٤١٣