است : بدليل اينكه حتى امروز هم اسبهاى اصيل درجهء اول را « بدوى » مينامند .
قامت اسبهاى تكه بسيار بلند و بسرعت خيلى معروفند ولى خيلى مانده تا از حيث جوهر و محكمى بپاى اسبهاى يموت برسند .
منافعى كه ازين تاختوتازهاى ننگين عايد چادرنشينان مىشود با خطراتيكه اين گونه عمليات دربر دارد متناسب نميباشد زيرا بندرت ديده مىشود كه اين فرزندان صحرا از فقر و فلاكتى كه از روز تولد گريبانگيرشان شده است رهائى يابند . بفرض آنكه يكى از آنها توانسته باشد گاه بگاه چند سكهء طلا هم پسانداز كند بواسطهء طرز زندگانى كه پايهاش بر منتها درجهء سادگى گذاشته شده است بندرت ميتواند از آن استفاده نمايد . بسيارى از تركمنها را ميشناختم كه باوجود ثروت نسبى با ماهى خشك سدجوع ميكردند و بيش از يك مرتبه در هفته بعنوان تفنن نان نميخوردند و اين عمل درست مطابق با رفتار هموطنان فقيرشان بود كه بواسطهء گرانى گندم دسترسى باينگونه شكمپرستىها نداشتند .
لا اباليگرى و تنبلى به طرز اكمل در زندگى داخلى اين ملل سرگردان رسوخ دارد . به نظر آنها اگر مرد كار خانه را انجام دهد پست مىشود . مواظبت اسب تنها مشغلهء اوست . از آن گذشته بعجله بجستجوى بعضى همسايهها ميرود يا بعد ملحق مىشود كه در مقابل چادرها چهار زانو نشسته بمباحثات سياسى يا شرح آخرين دستبرد يا صفات خوب و بد فلان اسب تخمى سوگلى يا فلان ماديان معروف مشغول هستند و « چيليم » « 1 » را كه از ضروريات بشمار ميرود دست بدست ميگردانند .
فقط هنگام شب و مخصوصا در زمستان تركمنها ميل دارند بقصهء پريان و داستانهاى تاريخى گوش دهند . ولى يك خوشگذرانى عاليترى دارند كه به اين مشغوليت ساده ترجيح ميدهند و آن آواز « بخشى » ( خوانندهء دورهگرد ) است كه بهمراهى
هامش
( 1 ) - نوعى چپق ايرانى است كه توتون آن را نم نميزنند .