روسها در چهار سال قبل بدون كمترين توجه بمعاهدهاى كه با ايران داشتند عدهاى در حدود صد و بيست نفر را برعليه خان گمشتپه اعزام داشتند : تركمنها كه تعدادشان بمراتب بيشتر بود فورا فرار اختيار كردند و چادرهايشان توسط آن مهاجمين سهمگين غارت و آتش زده شد . راست است كه تكهها از شهرت شگفتآور « سلاحهاى شيطانى » كه در اختيار سربازان روسى قرار دارد هراس دارند ولى چيزى كه حقيقتا آنها را نسبت بچادرنشينان برترى ميدهد همان نظم و ترتيب و اطاعت نظامى خللناپذيرشان مىباشد .
3
حال موقع آن رسيده است كه تركمن را تا مسكنش دنبال كنيم و وضعيت او را در ميان نزديكان و محيط محدود خانوادهاش مورد مطالعه قرار دهيم . اصل او تاتار است ولى خصيصهء نژاديش موقعى تثبيت شد كه اوضاع و احوال به كلى جلوى اختلاط و امتزاج خون او را با خون ايرانى مسدود كرد . اين مطلب مخصوصا نزد تكهها و گوكلانها و يموتها تحقق پيدا مىكند . در ميان آنها بخطوط مشخصهء قيافهء تاتار فقط در شاخهها و خانوادههائى برخورد مىشود كه الامان آنها ندرتا از سرحدات ايران تجاوز كرده و بنابرين حد اقل بردههاى مو سياه به آنجا وارد شده است . با اينكه تركمن اصالت ذاتى خود را كموبيش از دست داده است معذلك از نگاه مغرور و نافذ و هيكل زيباى نظاميش ميتوان او را از ساير چادرنشينان و شهرنشينهاى آسياى ميانه به خوبى تشخيص داد . در ميان قيرقيزها و قرهقالپاقها و ازبكها جوانانى را ديدم كه از حيث ساختمان و هيئت جنگى درنظرم جلوهء خاصى داشتند ولى فقط تركمن است كه داراى استقلال مطلق مىباشد و هر نوع تكلفى را تحقير مىكند . لباسش اعم از مردانه يا زنانه باستثناء بعضى تغييرات مختصر كه عبارت از افزودن چند قطعه زينتآلات كوچك كار ايران مىباشد همان لباسى است كه اهالى خيوه بر تن دارند پوشش اساسى آنها همان پيراهن ابريشمى قرمز است كه قرآن دستور داده است و