محمد درگرفته دأب بسيار كم صدمه ديده است و مقدار زيادى از عادات و رسوم كه اسلام آن را منع كرده و ملاها با شدت بر ضد آن قيام كردهاند هنوز دستنخورده بجاى خود باقى است . و تغييراتى كه مذهب جديد پيش آورده نهتنها در ميان تركمنها بلكه نزد تمام چادرنشينان آسياى ميانه فقط در ظاهر روش قبلى آنها مؤثر واقع شده است . اثراتى را كه براى آفتاب و آتش و عناصر ديگر طبيعت قائل بودند حالا به نفوذ اللّه و محمد نسبت ميدهند . ولى خودشان همانند كه در دو هزار سال قبل بودهاند و هرگز هم تغيير نخواهند كرد مگر كسى بتواند از متحرك بودنشان جلوگيرى كرده آنها را داراى مسكن ثابت بنمايد و بعبارة اخرى چادرنشين اصلاح نخواهد شد مگر آنكه از چادرنشينى دست بردارد .
راجع به نفوذ آقاسقلها بطوريكه در ميان يموتها آن را مورد دقت قرار دادم اين حضرات در موضوع روابط « 1 » خارجى نمايندهء تمايلات عمومى ايل خود مىباشد . ولى بهيچوجه داراى مقام نمايندهء تام الاختيار نيستند و روسيه هم مانند ايران به كرات دريافته است كه اقتدار اين شخصيتهاى قضائى تا چه اندازه محدود مىباشد . معذلك اين دو كشور تصميم گرفتهاند با فداكارى بسيار نظر مساعد آقاسقل ها را بسوى خود جلب كنند و بواسطهء مداخلهء آنها جلوى خرابكارى و غارت معمولى تركمنها را بگيرند . ولى اين سياست تاكنون جز يكنوع موفقيت بسيار نامعلوم و غيرمطمئن چيزى ببار نياورده است .
ملاها داراى احترام بيشترى هستند ولى نه از نظر اينكه نمايندهء اسلامند بلكه از حيث شهرتى كه به تقوى و پرهيزكارى دارند و همچنين از بابت نفوذ اسرار آميزى كه براى نقش خود قائلند و به آن وسيله روح خرافاتپرست چادرنشينان
هامش
( 1 ) - مثلا آنچه شامل ايران و روسيه يا ايلات ديگر تركمن كه با آنها اتحاد مستقيم ندارند ، مىشود .