را مرعوب ميسازند . اينها كه در خيوه و بخارا تربيت و در تمام امور حيلهگرى و تزوير ورزيده شدهاند ، بدون استثنا اول ظاهر موقرى به خود ميگيرند و همين كه كيسهء خود را پر كردند بعجله ناپديد ميشوند . رويهمرفته وجه مشتركى كه عناصر اين جامعهء عجيب باهم دارند يكى موضوع افرادى است كه جزء يك شاخه هستند و ديگرى ارتباطى است كه با شاخهء اصلى ايل خود دارا ميباشند . هيچ تركمنى نيست كه از همان اوان طفوليت طايفه و تيره خود را نشناسد و تفاخركنان ميزان قدرت و تعداد نفرات مخصوص آن را شرح ندهد . در حقيقت هم در مقابل قدرت و شدت استبداد افراد ساير قبايل ، او حامى ديگرى ندارد ولى خوشبختانه اين حامى هميشه حاضر است زيرا وقتى نسبت به يكنفر از افراد تعدى بشود تمام ايل متفقا تقاضاى استرضاء خاطر او را مينمايند .
راجع بروابط خصوصى يموتها با ايلات مجاور آنچه را بطور يقين فهميدم اينست كه با گوكلانها دشمنى ديرينه و آشتىناپذير دارند . در موقعى كه در اترك بودم مشغول مذاكره براى انعقاد صلح بين آنها و تكهها بودند و اين البته از لحاظ مسافرت ما پيشآمد بسيار مناسبى بود ، ولى بعدا شنيدم كه اين معاهده بسته نشد . از لحاظ ايران جاى بسى خوشبختى است كه اتحاد بين اين طوايف جنگجو بموانع رفع نشدنى برميخورد و الا اگر بنا ميشد كه تكهها و يموتها حملات خود را همآهنگ كنند معلوم نيست تكليف اين ايالاتى كه بكرات مورد غارت و چپاول قرار گرفتهاند مخصوصا مازندران و خراسان و سيستان چه ميشد ؟ تركمنى كه هميشه در مقابل ايران فاتح و مغرور بوده است تهديداتى را كه از آن ناحيه بشود مورد تمسخر قرار ميدهد حتى موقعى هم كه بداند اين تهديد با عمليات جدى و نظامى همراه مىباشد .
ولى در مقابل روسها مطلب صورت ديگرى به خود ميگيرد زيرا يموتها ضرب شست آنها را بوسيله همان پادگان كوچك آشوراده چشيدهاند . برايم نقل كردند كه
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 397
مساهمون: آرمينيوس وامبرى
ص٣٩٧