كاملى از نفرات و اموال ما تهيه نمود . افغانستان را درنظر خود كشور لا اقل نيمه منظمى مجسم كرده بودم كه در اثر نفوذ مغرب زمين داراى اطلاعات نسبتا صحيح و عادات متمدنى شده است . بنابراين فكر ميكردم حالا ديگر از شر لباس مبدل و قسمت عمدهء آلامم خلاص ميشوم ولى اين تصور باطل به زودى و به طرز ظالمانهاى بر طرف شد .
اولين مأمور افغانى را كه من ديدم از تمام همنوعهاى خود در آسياى ميانه خشنتر و دلسختتر با ما رفتار كرد . شنيده بودم كه در اين كشور حفريات سبب معافيت از پرداخت حقوق گمركى مىشود ولى در مقابل آنچه به چشم ديدم اين فكر نقش برآب شد . بارهاى كالا را كه صاحبانش حاضر نبودند باز كنند تحت الحفظ به شهر فرستادند . اسباب سفر همهء مسافرين را بررسى كرده جزء بجزء ثبت نمودند و باوجود شدت سرما همه مجبور شديم لباسها را بيرون بياوريم و بجز پيراهن و زير شلوار و روپوش تمام لباسهاى ما مشمول پرداخت حقوق مخصوصى گرديد . آن شخص خشنى كه سروكار ما به او افتاده بود تمام حاجيها را مشمول ماليات گمركى كرد و حتى مختصر آهنآلات ما را مستثنى ننمود . مطلب باور نكردنى آنكه براى هر الاغ كه بطور متوسط از بيست تا بيست و پنجقران بيشتر ارزش نداشت مبلغ پنجقران سرانه مطالبه ميكرد درصورتىكه تا حال چندين بار اين نوع ماليات گزاف را داده بودند . عدهء زياديكه قادر بپرداخت نبودند الاغ مفلوكشان را بمعرض فروش درآوردند . اين شيوهء زننده كه تقريبا مرا از هستى ساقط مىنمود ، به بدترين وجهى متأثرم كرده بود .
نزديك شب در موقعى كه تصور ميكرديم ازين نوع راهزنى خلاص شدهايم حاكم قرخ كه درجهء « مجير » « 1 » دارد بسراغ ما آمد تا پول شلاق خود را دريافت كند ؛ توقعش چندان كم نبود ولى سرو وضعش كاملا مانند يك نظامى حقيقى بود و لباس متحد الشكلش
هامش
( 1 ) - برابر با كلمهء انگليسى « ماژر » است و از همان هم اقتباس شده . قبلا دربارهء عناوين « جرنل » و « كرنل » كه در قشون افغان متداول است مطالعاتى كرده بودم ولى بالاخره كشف كردم كه كلمهء اول از « ژنرال » و دومى از « كلنل » مشتق شده و هردو كلمه انگليسى است .