بخواب عميقى فرو رفتيم .
فردا صبح سپيدهدم كه از خواب برخاستم ديدم در يك دره طولانى كه اطراف آن را بلنديها احاطه كرده است واقع شدهايم و آب روهائى كه جريان صاف و سبز رنگ . آبهاى مرغاب « 1 » چون بسترى براى خود ايجاد كرده بود مناظر فوق العاده زيبائى بوجود آورده است .
در امتداد رودخانه براى يافتن گدار مدت نيمساعت قدم زديم . حقيقتا جريان آب قدرت فوق العادهاى داشت و با آنكه خيلى عميق نبود معذلك نميشد كوركورانه و بىاعتنا از همهء نقاط آن عبور نمود زيرا تختههاى بزرگ سنگ در همهجا مانع ايجاد ميكرد .
اسبها اول داخل رودخانه شدند ، پس از آن شترها و در آخر كار نوبت بالاغها رسيد . همه ميدانند كه اين حيوان از آب خيلى ميترسد و خيلى مواظب است كه پايش به گل فرو نرود . از اين جهت لازم دانستم خورجين خود را كه حاوى نسخ خطى يعنى تنها محصول و غنيمت سفرم بود روى پشت يكى از شترها بار كنم . آنوقت روى زين خالى سوار شده الاغم را وادار كردم ساحل را ترك كند و داخل آب شود .
در اولين قدمى كه به كف سنگلاخ آن جريان تند گذاشتم فهميدم كه اتفاق ناگوارى روى خواهد داد . لذا خواستم پياده شوم ولى به كلى بيفايده بود زيرا بلافاصله مركبم در آب افتاد و باعث خنده تماشاچيان كنار رودخانه گرديد . سپس مبهوت شده با چالاكى خاصى خود را بساحل مقابل رسانيده مرا رهين منت خود گردانيد .
اين حمام سردى كه صبح به آن زودى در آبهاى شفاف مرغاب نصيبم شد جز دردسر
هامش
( 1 ) - سرچشمه مرغاب در سمت مشرق در كوههاى مرتفعى است كه « غور » ناميده مىشود . پس از آن به سمت شمال غربى جريان پيدا مىكند و از « مارچاه » و پنج ده عبور كرده نزديك « مرو » در جلگههاى شنزار فرو ميرود : ميگويند سابق برين برود جيحون ميريخته ولى اين مطلب از جمله محالات بشمار ميرود .