افتاده بمدهشترين شكلى غارت شد . كسانى از اهالى كه فى المجلس كشته نشدند بعنوان برده بمعرض فروش درآمدند . و چندى نخواهد گذشت كه به اين چند خانهء متروك و حصارى كه هنوز سرپا ايستاده است نامى جز خرابه اطلاق نخواهد شد . سواران جمشيدى كه بيش از يك روز ما را مشايعت نكرده بودند به همين زودى ادعاى پول شلاق خود را ميكردند . مسافرين عادى اعم از پياده و سواره سهم خود را فقط سرانه ميپرداختند ولى بردگان مجبور بودند مضاعف آن را تأديه كنند . عجبتر آنكه محافظين ما ادعاى فعلى خود را كاملا از روى انصاف ميدانستند و اينطور استدلال ميكردند كه بابت راهدارى كه از طرف خان مقرر شده است در بالا مرغاب چيزى به آنها نخواهند پرداخت .
روز دوم نزديك غروب پس از حركت از چىچغتو رسيديم به آخر آن درهء زيبائى كه شرحش گذشت . ازين ببعد جادهاى كه برود « مرغاب » منتهى ميگردد داخل يك تنگهء كوهستانى مىشود كه شيبهاى تند و گذرگاههاى باريك آن براى عبور شتر با بار بسيار دشوار است و مجبورند افسارش را رها كرده او را به حال خود واگذارند .
مع الوصف به من گفتند كه تنها راه عملى عبور از كوه و رسيدن بكنار رودخانه همين راه منحصر بفرد است . اگر يك عده نظامى بخواهد از مرغاب عبور كند ناچار است از دو راه يكى را انتخاب نمايد . يا از طريق صحرا خود را بخطر بيندازد كه در آنصورت بايد با « سالارها » و ساريقها روابط حسنه داشته باشد - و يا از وسط اين تنگهء باريك راهى براى خود باز كند كه آن هم مستلزم اين است كه با جمشيديها همدست باشد و الا در همچو درههاى باريكى ممكن است خصومت آنها قشون را با عدم موفقيت مواجه سازد .
وقتى بلب آب رسيديم نيمه شب شده بود . و چون در نتيجهء عبور از كوه كه به آن تأنى و سختى صورت گرفت همه اعم از انسان و حيوان از پا درآمده بوديم لذا جملگى
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 331
مساهمون: آرمينيوس وامبرى
ص٣٣١