مانند هميشه تاج موفقيت و افتخار نصيبش گرديد . از آن پس جرأت و جسارت ازبكها كه سكنهء آن هستند ضرب المثل عموم گرديد و بشدت غرور آنها هنگامى به خوبى ميتوان پىبرد كه ادعا ميكنند در ميان تمام همسايگان تنها كسانى هستند كه در مقابل تسلط افغانها سر تسليم فرود نياوردند و اين در موقعى بود كه رئيس كهن بار قزيها در هرات شكست خورده دنيا را بدرود گفته بود .
مرگ دوست محمد خان كه از مهمترين وقايع آسياى ميانه بشمار ميرفت بعقيدهء عموم آنجا را بسوانح بزرگ و هرجومرج سياسى تهديد ميكرد . امير بخارا اول كسى بود كه خواست ازين وضعيت جديد استفاده كند . باوجود طبيعت خسيسش كه زبانزد خاصوعام بود معذلك ده هزار تيلا براى مدافعين جنگجوى دولت كوچك ميمنه كمك فرستاد . پس از آنچنين توافق حاصل شد كه امير از جيحون گذشته قواى خود را به قواى متحدش ملحق سازد و باتفاق عليه دشمن مشترك يعنى افغانها حمله را آغاز نمايند . شاهزادهء فعلى « 1 » ميمنه به پيروى از حدت جوانى خود در انتظار كمك موعود ننشست و با قوائى كه حاضر داشت نزاع را آغاز كرد . چندين موضع كوچك به دستش افتاد و پادكانهاى آنجا را از دم شمشير گذرانيد و موفق شد تاجى مركب از سيصد سر افغان كه از موى بلندشان شناخته ميشوند بالاى دروازهء قلعهء خود بگذارد . در موقعى كه ما نزد او اقامت داشتيم تداركات جنگى با مقياس بزرگترى تجديد ميشد .
همين كه كاروان در خارج شهر توقف كرد خود را به تكيهء « ايشان ايوب » نامى كه حاجى صالح سفارشنامههائى براى او داده بود منتقل كردم . از لحاظ ملاقاتى كه واهمهاش را داشتم ، و در صورت لزوم ممكن بود حمايت او بسيار مفيد واقع شود ، تا توانستم سعى كردم عاليترين احساسات او را بسوى خود جلب كنم . همينقدر كافى
هامش
( 1 ) - سن او بيست و دو سال است .