براى نماز ، در گوشه و كنار ، برپا كرده كه بمنزلهء مساجد آتيه ميباشند و موقعى كه مسافر چشمش به آنها مىخورد به ياد انجام وظايف دينى ميافتد كه اگر مسامحه در انجام آن بكند دچار معصيت مىشود . به اين طريق در هر قرنى كارى انجام مىشود منتها با انديشههاى متفاوت .
شب را در قريهء « مير » گذرانيده مسجد آن را كه در ميان باغچهء قشنگى ساخته شده است بجاى كاروانسرا انتخاب كرديم . نزديك حوض خوابيده بودم كه ناگاه بواسطهء سروصداى زيادى كه در اثر نزاع بين سربازان تركمن ايجاد شده بود از خواب پريدم . اينها سواران تكه بودند كه در اردوكشى بر عليه خقند به كمك امير آمده و حالا با اموال غارتى كه از قيرقيزها بچنگ آورده بودند به « مرو » مراجعت ميكردند . امير كه خيلى مايل بود آنها را به تمدن آشنا سازد به عدهء نسبتا زيادى ازين چادرنشينان عمامهء سفيد اعطا كرده اظهار داشته بود كه اگر آنها كلاه پوستى را ترك گويند خيلى خوشوقت خواهد شد . تا موقعى كه تحت نظر پادشاه بودند ازين دستور پيروى كردند ولى بطوريكه شنيدم به محض دور شدن هرچه داشتند به اضافهء عمامههائى كه بعنوان افتخار دريافت داشته بودند بمعرض فروش درآوردند .
از قريهء مير به « كته قورگان » ( باروى بزرگ ) رفتيم . اين محل حاكم نشين ايالتى است كه مشهورترين كفاشان تمام خانات در آنجا مشغول كار ميباشند .
اين قلعهء مستحكم بوسيلهء يك حصار ضخيم و يك خندق عميق محافظت شده است .
شب هنگام احدى حق ورود و خروج از آنجا را ندارد و ما مجبور شديم در كاروانسرائى خارج از قلعه در كنار جاده شب را به روز آريم . اطراف ما گاريهاى فراوانى توقف كرده و در راههاى ارتباط كه از هر طرف به آنجا منتهى ميشد ، هيجان و سروصدا برقرار بود : اين ازدحام از آن جهت بود كه بواسطهء جنگ تمام وسائط نقليه بين
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 268
مساهمون: آرمينيوس وامبرى
ص٢٦٨