به آن مكان مقدس بشود از جرائم عمده و اساسى بشمار ميآيد . فقط شيخ و ملائى كه به انفاس قدسيه مشهور باشد در آنجا پذيرفته مىشود . روى همين اصل رفيق ما حاجى صالح را براى تجويز « خاك شفا » « 1 » به آن حريم مقدس دعوت كردند . ازين گذشته پايهء خرج سفره و آرايش و ساير احتياجات روزانه در حرم خانه بر صرفهجوئى كامل گذاشته شده است . زنهاى سلطان لباس خود و حتى لباس امير را هم خودشان ميدوزند و امير تمام كارها را از نزديك بررسى مينمايد . مثلا شهرت دارد كه تمام مخارج آشپزخانهء قصر و الا حضرت از روزى پانزده تا بيست « تنقه « 2 » » تجاوز نميكند . و من احتمال قوى مىدهم كه اين مطلب راست باشد زيرا در سر سفره معمولى شاهزاده هيچگونه غذاى كمياب هرگز ديده نميشود و به پلوئى كه با چربى گوسفند پخته شده است هميشه قناعت مىكند . در كشورى مانند بخارا كه از رياست فايقهء آن گرفته تا اعضاء عالى رتبه و تجار و عملجات و حتى فقيرترين زارع به يكنوع غذا قانع هستند ديگر عبارت « سفرهء سلطنتى » مفهوم خارجى ندارد .
پس از عبور از صحراى آسياى ميانه شهر بخارا باوجود نواقصى كه دارد باز از خيلى جهات پايتخت بزرگى به نظر ميآيد . حال ديگر در هر نوبت غذا نان عالى و گوشت آبپز و چاى و انواع ميوه و غيره در سر سفره برايم مهيا بود . دو عدد پيراهن براى خود فراهم كرده بودم و از سرگرفتن زندگى متمدن چنان به مذاقم شيرين آمده بود كه وقتى از طرف رفقا اعلام حركت داده شد حقيقتا دچار تأسف و اندوه شدم . آنها عجله داشتند قبل از فرارسيدن ناگهانى زمستان به اوطان دور دست خود مراجعت كنند . درنظر داشتم تا سمرقند با آنها همراهى كنم زيرا ملاقات امير را ضرورى و درعينحال وحشتناك مىپنداشتم و در همچو موردى همراه بودن با آنها از خيلى جهات ممكن بود بدردم بخورد . خيال داشتم پس از رسيدن به آنجا
هامش
( 1 ) - همانطور كه قبلا ذكر كرديم « گرد صحت » است كه از مدينه همراه ميآورند .
( 2 ) - تنقه تقريبا برابر 75 سانتيم است .