در امتداد نماى مسجد در زير درختان نقالها و درويشها و ملاها تكتك شرح پهلوانى و شجاعتهاى پيغمبران و جنگجويان نامى را به نظم و نثر ميخوانند و بازيگران از آنها تقليد ميكنند . درين نمايشها كه در فضاى آزاد اجرا ميگردد عدهاى تماشاچى و مستمع كه حس كنجكاويشان هرگز قانع نميشود ، هميشه حاضر ميباشند . موقعى كه من رسيدم مثل اين بود كه تصادف روزگار اراده كرده است اين صحنهء عجيب را تكميل كند زيرا ناگهان دراويش نقشبندى را ديديم كه دستهء هفتگى خود را تشكيل داده رژه ميروند . مهد اين سلسله از اول بخارا بوده و حالا هم مؤسسات عمدهء آنها در همين شهر واقع مىباشد . منظرهء اين مجذوبين وحشى كه با كلاههاى نوك تيز و عصاهاى بلند و موهاى پريشان مانند اشخاص جنزده حلقهاى ساخته شروع به رقص كردند ، هميشه در خاطرم منقوش خواهد ماند . در ضمنى كه مشغول رقص بودند دستهجمعى بصداى بلند سرود هم ميخواندند و هميشه بيت اول را رئيس ريش خاكسترى آنها شروع ميكرد و بقيه دنبالش را ميگرفتند . چنان محو تماشاى آنها بودم كه خستگى از خاطرم رفت . همقطارم مجبور شد به زور مرا به يكى از دكههائى كه فوقا شرح دادم راهنمائى كند و پس از آنكه « شوين « 1 » » گرانبها را در فنجان ما ريختند او از حالت جذبه من استفاده كرده با حركاتى كه حاكى از تمجيد بود پرسيد : حالا عقيدهء شما راجع به بخاراى شريف چيست ؟ بديهى است جواب دادم اين شهر خيلى باب طبع من است و باوجوديكه مخاطبم در خقند متولد شده بود و اينجا پايتخت كشورى است كه الساعه با هموطنان او در جنگ مىباشد ، معذلك از اينكه در مقابل جاذبهء شهر عمدهء تركستان نتوانستم مقاومت كنم ، فوق العاده مسرور شد و رسما وعده داد كه روزهاى بعد هم عاليترين مناظر شهر را به من نشان بدهد .
باوجود لباس سر تا پا بخارائى كه براى اين گردش پوشيده بودم در
هامش
( 1 ) - شوين قسمى چاى است كه بيش از همهء اقسام ديگر طالب دارد .