تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
قايقهائى كه متعلق بخان بود معاف بوديم . ابتدا قايق‌ران نميخواست اين سند را اين‌طور معنى كند ولى بالاخره قبول كرد و تصور ميكنم اين كار را بيشتر از ترس اينكه مبادا از امر ما فوق تخلف كرده باشد انجام داد نه از راه ترحم و نيكوكارى ، و قرار شد اثاثيه و الاغ‌ها و خود ما را مجانا از آب رد كند . عبور از آب ساعت ده صبح شروع شد و موقعى كه در آن ساحل مرتفع كه از سمت راست به نهر « شوراخان » منتهى مىشود همه دور هم جمع شديم آفتاب غروب كرده بود . در حقيقت نيم ساعت ميشد خود شط را طى كرد ولى جريان آب ما را از نقطهء مقصد خيلى پائين‌تر برده بود و براى اينكه به آن نقطه برسيم مجبور بوديم چندين بار از چندين نهر كه تقريبا بطور مرتب در فاصله‌هاى ده متر از هم قرار داشتند بالا و پائين برويم . انجام اين عمل در آن گرماى طاقت‌فرسا بسيار نامطبوع بود و تقريبا قسمت اعظم روز صرف آن گرديد . مخصوصا پياده و سواركردن خرها هردفعه كه به يك نهر ميرسيديم كار وحشتناكى بود زيرا مجبور بوديم دست و پاى بعضى از آنها را كه لجباز بودند مثل بچه گرفته داخل قايق كنيم و همين عمل را در موقع خارج كردن هم تكرار نمائيم . هنوز هم هر وقت به ياد قيافهء حاجى يعقوب ميافتم جلوى خندهء خود را نميتوانم بگيرم و اين مربوط بموقعى است كه او با پاهاى حواصيل مانند خود مجبور بود الاغ كوچكش را روى دوش بگيرد و چون افسار او را زياد ميكشيد حيوان بيچاره سعى ميكرد سر خود را پشت گردن رفيق عزيز ما مخفى كند و اين حركت ايجاد منظرهء خنده‌دارى كرده بود . در شوراخان يك روز تمام معطل شديم تا شترها را آوردند . آنوقت از منطقه‌اى كه به « ياپ كنارى » ( كنار نهر ) معروف است عبور كرديم و اينجا در حقيقت محلى است كه چندين نهر براى آبيارى از هر طرف آن جارى مىباشد . ياپ كنارى واحديست بسيار حاصلخيز به طول هشت و عرض پنج تا شش ميل و پس از آن صحرا