تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
ميباشم ، نميتوانستم از اظهار خوشحالى و رضايت خوددارى كنم . اگر اين ملاحظه را نداشتم كه اين جلد زياد مفصل نشود ممكن بود دو فصل ديگر هم راجع به گردشهاى مختلف خود كه تا « قونگرات » ادامه داشت اضافه كنم ولى اكنون بشرح آن در چند كلمه قناعت ميكنم . چهار روز و نيم كشتىرانى در رود جيحون « 1 » كافى بود كه به « قونگرات » برسيم ولى مراجعت از راه خشگى به عمل آمد و دو برابر آنمدت طول كشيد . باستثناى اين قسمت از ساحل چپ كه در آنجا در مقابل « قانلى » كوه اويس قره عين قد برافراشته است هردو ساحل رودخانه بيك ميزان مسطح است و بطور كلى خوب زراعت شده و داراى جمعيت انبوه مىباشد . بين قانلى و قونگرات صحرائى است كه عبور از آن سه روز وقت لازم دارد . برعكس در آنطرف شط مخصوصا آن جائى كه قره‌قالپاق ها سكنى دارند سراسر زمين از جنگلهاى بكر مستور مىباشد . در مراجعت به خيوه رفقا را ديدم كه از تأخير ما اظهار بىتابى ميكردند زيرا عجله داشتند فردا به سمت بخارا حركت كنند بخصوص كه از گرمائى كه پيوسته رو بتزايد ميرفت دچار بيم و تشويش شده بودند . براى خداحافظى نزد شكر اللّه باى كه در مدت توقفم در خيوه آنقدر مرا مديون محبتهاى خود كرده بود رفتم . كار اين پيرمرد عاليقدر كه با به كار بردن تمام وسائل ميخواست مرا از نقشه‌هاى خطرناكم منصرف كند بىاندازه مرا متأثر كرد . او داستان سياهى از اين بخاراى نجيب ( بخاراى شريف ) كه قصد عزيمت به آن را داشتم برايم نقل كرد . بعقيدهء او سياست امير جز عدم اعتماد و خيانت چيز ديگرى نيست و نه تنها به انگليسها بلكه به تمام خارجيها با نظر عداوت نگاه مىكند و خيلى محرمانه به من خبر داد كه چند سال قبل يكنفر عثمانلو را كه رشيد پاشا بعنوان بازرس
هامش
( 1 ) - قاعدة بايد مربوط به سرازير شدن از رودخانه باشد زيرا به سمت بالا از قونگرات تا خيوه تقريبا هيجده روز طول ميكشد .