دو نفر يساول آمده زير بازوى مرا با كمال ادب گرفتند و همين كه پرده بالا رفت در مقابل خود سيد محمد خان پادشاه خوارزم يا سادهتر بگوئيم خان خيوه را ديدم كه روى نوعى صفه نشسته و بازوى چپ خود را به بالش مخمل تكيه داده و عصاى سلطنتى زرينى كه كوتاهتر از آن نديده بودم در دست راست خود داشت .
تشريفات مقرر را نكته به نكته مراعات نموده اول دستها را با يك حركت كه فورا خان و حضار هم از آن تقليد كردند بسوى آسمان بلند كردم پس از آن سورهاى از قرآن خواندم و دنبال آن « دو الهم صل على « 1 » » و يك دعاى بسيار رايج را كه با كلمات « الهم ربنا « 2 » » شروع مىشود اضافه نمودم و درحالىكه ريشها را با دو دست گرفته بودم به تمام اينها با يك « آمين » بالا بلند افزودم . خان هنوز مشغول نوازش ريشها بود كه اجتماع حضار باهم گفتند : « كابل بلقاى « 3 » » همين كه به شاهزاده نزديك شدم دو دست را بسويم دراز كرد و پس از مصافحه « 4 » چند قدم عقب رفتم زيرا ديگر تشريفات خاتمه پذيرفته بود .
خان از منظور مسافرت و تأثيرى كه منظرهء صحرا و ديدن تركمنها و خود خيوه در من كرده بود سؤالاتى به عمل آورد . در جواب گفتم خيلى رنج كشيدم ولى ديدن جمال « 5 » حضرت تمام زحماتم را به حد اعلى جبران كرد و دنبال كلام را گرفته گفتم . شكر خدا را بجا ميآورم كه سعادت ابدى به من اعطا كرد و اين عنايتى است كه از جانب « قسمت » ( سرنوشت ) شامل حالم شده و براى بقيهء راهى كه در پيش دارم آن را بفال نيك ميگيرم با آنكه بجاى زبان استانبولى سعى داشتم لهجهء ازبك به كار ببرم ( زيرا لهجهء استانبولى براى بوميهاى تركستان تقريبا غيرمفهوم است ) معذلك ناگزير
هامش
( 1 و 2 ) - عين عبارت متن
( 3 ) - انشاء اللّه دعايت مستجاب شود .
( 4 ) - مصافحه طرز سلام دادن است كه در قرآن دستور داده شده و بايد در تمام آن مدت كف دست راست و چپ طرفين صاف باهم تماس پيدا كند .
( 5 ) - جمال اعليحضرت .