تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
رسيد صدائى مانند صداى سم اسب هزار ، تا هزار و دويست سوار زبده كه با يك فرمان ايست كنند به گوش خورد و موقعى كه گرد و خاك بر طرف شد عدهء زيادى خر وحشى كه تمام سالم و قوى به نظر ميرسيدند ، در مقابل ما با نظم هرچه تمامتر توقف نمودند و چند لحظه ما را تماشا كردند و گويا پس از آنكه فهميدند ما حيوانات همجنس خودشان نيستيم حركت سريع خود را از سرگرفته در سمت مغرب از نظر ناپديد شدند . اگر برجستگى قافلانقير را از سمتى كه مشرف بخيوه است مطالعه كنيم عينا مانند حصارى به نظر ميآيد . حاشيه‌اش كه با افق موازى است چنان هموار مىباشد كه گوئى آنها همين ديروز عقب‌نشينى كرده‌اند . از آن نقطه‌اى كه من دارم صحبت ميكنم بيش از يكروز راه لازم نبود كه روز 28 مه طرف صبح بكنار درياچهء شورقل ( درياى شور ) برسيم . اين درياچه كه به شكل مربع مستطيل است داراى محيطى در حدود دوازده ميل انگليسى مىباشد . تصميم گرفتيم كه مدت شش ساعت در آنجا توقف كنيم تا مسلمانان به غسل « 1 » واجب بپردازند و از آن مهمتر آنكه مراسم عيد قربان را كه از اعياد عمدهء اسلامى است بجا آورند . همقطارها كوله‌پشتى خود را باز كردند زيرا به غير از من ديگران پيراهن تعويضى همراه داشتند . حاجى بلال از خدا ميخواست يكى هم به من بدهد ولى پيشنهاد او را نپذيرفتم زيرا پىبرده بودم باينكه هرچه صورت ظاهرم فقيرتر باشد به همان اندازه از خطر دور تر خواهم بود . ضمنا وقتى كه پس از چندين روز براى اولين دفعه خود را در آئينه ديدم نتوانستم جلوى قاه‌قاه خنده‌ام را بگيرم زيرا صورتم از چربى و خاك پينه بسته بود و قيافهء عجيبى پيدا كرده بودم . اقرار دارم كه در وسط صحرا هم ميسر بود كه مكرر شستشو كنم ولى عمدا از اين كار خوددارى مينمودم زيرا تصور ميكردم با اين جلد مصنوعى در مقابل حدت آفتاب
هامش
( 1 ) - غسل عبارت از آب كشيدن تمام بدن و آن فقط در مواقع مخصوص لزوم پيدا مىكند و شستشوئى كه هر روز قبل از نماز پنجگانه واجب مىشود بتركى « آب دست » و به عربى « وضو » و در آسياى ميانه « طهارت » ناميده مىشود .