قطعى راجع به اين آثار مقدس و شگفتانگيز اظهار نمايم ولى اگر اصل اين آثار را يونانى تشخيص داده باشم تصور ميكنم اشتباه نكردهام زيرا آجرهاى مربعى شكل كه درينجا به كار رفته از حيث اندازه و جنس و رنگ عينا شبيه به گمشتپه و قزلآلان ( سد اسكندر « 1 » ) مىباشد .
در قلهء شمالى قرانطاقى خرابههاى ديگرى مشاهده كردم كه دستهدسته دور هم قرار داشتند . وقتى از نزديك آنها ميگذشتم شب شده بود و تاريكى مانع از آن بود كه چيزى تشخيص بدهم فقط شش كليسياى كوچك كه از هم فاصله داشتند و پوشش گنبدى شكل آنها هنوز سر به آسمان ميسائيد نمايان بود .
چادرنشينانى كه درين نقطه سكنى دارند دسته جمعى بديدن قافله آمدند معاملات به طرز مخصوص اجرا گرديد و ديدم كه خريد و فروشهاى نسبتا مهمى بطور نسيه انجام ميشد . انشاء بروات و مخصوصا رونويس آن طبعا بعهدهء من واگذار گرديد . خيلى بنظرم عجيب آمد كه بدهكار بعوض اينكه سند امضاء شده را بعنوان وثيقهء استرداد وجه بدست طلبكار بدهد آن را در جيب خود ميگذاشت . و اين قسم معامله در تمام اين كشور مرسوم است . از طلبكارى راجع به اين گونه معامله كه درست مخالف با رسم و آئين ما است سؤال كردم با كمال سادگى جواب داد : من چرا نوشته را نگاهدارم به چه درد من مىخورد ، برعكس بدهكار لازمش دارد براى اينكه موعد سررسيد قرض و مبلغ آن را كه بايد به من پس بدهد بخاطر داشته باشد .
هامش
( 1 ) - رواياتى كه تركمنها براى اين خرابهها سينهبسينه نقل ميكنند ازين قرار است : خداوند كه بالاخص نظر مساعدى به اهالى شجاع تركستان داشت اول كعبه را كه بعدا به عربستان منتقل شد در آنجا قرار داده بود . ولى يك شيطان سبزرنگ كه درعينحال لنگ هم بود و گك لنگ ( ترجمه تحت اللفظى لنگ سبز ) ناميده ميشد جسارت ورزيده آن را خراب كرد و ايل گوكلان هم از نتايج همان شيطان است و آن عالم لغتشناس كه اين مطلب را بيان ميكرد گفت : براى همين گستاخى اجدادى آنهاست كه ما با اين ايل هميشه در جنگ هستيم .