از اين قبيل بروز كرد آدمهاى ما فورا ملتفت شده رد شترهاى گم شده و سرگردان را پيدا كردند . درين گونه موارد حركت قافله معلق ميماند و براى جلوگيرى از گمشدن شخصى كه كوركورانه در آن ظلمات دل به دريا زده و دنبال شترها رفته است يكى از افراد قافله مأموريت مخصوص دارد با او با صداى بلند مكالمه نمايد و به اين ترتيب ارتباط برقرار كند و من نميدانم اين مكالمهء بين الاثنين در آن دل شب و تاريكى محض چرا اينقدر شوم و حزنانگيز به گوش ميآيد . با اينهمه اگر باد مخالفى آن صداى نجاتبخش را به سمت ديگر ببرد آن بدبخت كه از رفقا دور شده در معرض خطر بزرگى قرار ميگيرد . فرداى آن روز ( 16 مه ) طرف صبح در سمت شمال شرقى يك سلسله كوه كشف كرديم كه آن را قرانطاقى مينامند . گاوميش ماده كه موقع حملش نزديك ميشد ما را مجبور كرده بود باز هم آهستهتر حركت كنيم و به اين ترتيب تازه در موقع عصر توانستيم آن اندازه نزديك شويم كه بطور وضوح برجستگى پايههاى زيرين كوه را ببينيم . وقتى هنوز در اترك بوديم بما گوشزد كرده بودند كه چون يموتها قول صلحوصفا دادهاند ما آنها را درين نقطه ملاقات خواهيم كرد . معهذا راجع به اين موضوع هيچگونه اطمينان و يقين نداشتيم و براى ما خيلى حائز اهميت بود كه بدانيم آيا اين مصالحه واقعا عملى شده يا اينكه بعد از تخليهء كوهها هر لحظه ما با دستجات دشمن مواجه خواهيم بود . يكنفر تركمن بىباك را بعجله روانه كرديم كه سروگوش آب بدهد و همه با اضطراب هرچه تمامتر مراقب قدمهاى او بوديم . خوشبختانه وقتى نزديكتر شديم به چندين دسته چادر برخورديم و وهم و هراس ما به كلى زائل شد و ديگر نگرانى براى ما باقى نماند مگر آنكه بدانيم اين اردوگاهى كه در سر راه ما پيدا شده به كدام ايل تعلق دارد . در حينى كه رفقا مشغول تماشاى قرنطاقى و درههاى سرسبز آن بودند ، قلب من به خيال ديدن خرابههائى كه باحتمال قوى يونانىالاصل بود و در سمت
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 138
مساهمون: آرمينيوس وامبرى
ص١٣٨