تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
چوب راند بعلاوه اگر ميخواهد با من عقد مودت طولانى ببندد بايد عادات بد خود را ترك كند و ديگر ترياك نجود و تزكيهء نفس و خواندن ادعيه را پيشهء خود سازد . امتناع لجوجانهء من كه زائيدهء احتياط غريزى بود او را سخت بغضب آورده بود و اين مطلب را حسن اتفاق تلقى ميكردم زيرا اخلاق زشت و بىاعتنائى آشكارش به مبادى مذهب او را درنظر حاجيها بسيار پست نشان ميداد . تقريبا دو ساعت بعد از اين جلسهء منحوس كاروانباشى كه ازين پس بر تمام قافله حكمفرمائى داشت امر داد مشگها را پر كنند زيرا تا اولين چشمهء آب سه روز راه فاصله بود . منهم پوست بز خود را برداشته مانند ديگران به نزديك آب آمدم و چون از عذاب تشنگى بىاطلاع بودم لذا وظيفهء خود را با بىاعتنائى انجام ميدادم ولى رفقا مرا از اين غفلت برحذر داشته متوجه ساختند كه در صحرا هر قطره آب حكم يك « قطره زندگى » را دارد و زوار تشنه بايد از مشگ آب خود مثل مردمك چشمشان مواظبت كنند . وقتى همه‌چيز حاضر شد شترها را جمع كردند و كاروانباشى همه را شمرد . رويهم‌رفته هشتاد شتر و چهل مسافر بوديم . ازين عده بيست و شش نفر حاجى بىسلاح بقيه باستثناء يك ازبك و يك افغان همه تركمن يموت و تا اندازه‌اى جنگجو بودند . به اين ترتيب ما قافلهء كوچكى را تشكيل ميداديم كه در موقع برخورد ، بيك مقاومت جدى قادر نبود و مطابق معمول مشرق زمين باميد خدا به راه افتاديم و حفظ و حراست خود را به دست تقدير سپرديم . وقتى همه در جاى خود قرار گرفتند نوبت خداحافظى با مشايعين تركمن شد كه تا مرز بيابان با ما آمده بودند . فاتحهء وداع از طرف ما بوسيلهء حاجى بلال و از آنطرف توسط قول خان آغاز شد . پس از اداء آخرين آمين كه ريش را در دست ميگيرند و مسح ميكشند . هردو دسته دو نقطهء مخالف را پيش گرفته از يكديگر دور شدند . سوارانى كه از ما جدا شده بودند پس از عبور از اترك بعنوان خداحافظى