تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
ناگهانى ما مىباشد . براى اينكه حاجى بلال را از نتيجهء مذاكرات آگاه كنيم از آنجا بيرون رفتيم الياس يك مرتبه آتشى شده گفت : « اين افغانى ، اين ديوانه همان است كه اينجا هم مانند اترك ميخواهد نظريات پليد خود را اعمال و تجديد كند مگر اين او او نيست كه ميخواست او را متقاعد كند كه حاجى رشيد ما با اينكه به قرآن و زبان عربى احاطه دارد معذلك يكنفر فرنگى است كه تغيير لباس داده ؟ استغفر اللّه استغفر اللّه استغفر اللّه « 1 » . من هرچه خواستم او را مطمئن كنم كه سفير عثمانى شخصا او را بما سپرده و روى گذرنامه‌اش مهر خلافت « 2 » را ديده‌ايم نميخواهد حرف ما را باور كند و رسوائى را به منتها درجه رسانده است با كمال تعجب مىبينم كه كاروانباشى هم حرف او را باور كرده است ولى وقتى به خيوه برسيم از گفتهء خود پشيمان خواهد شد زيرا در آنجا علماء و پيشوايان وجود دارند و ما سزاى كسى را كه يكنفر مسلمان مقدس را كافر قلمداد كند به او نشان خواهيم داد . سرّ مطلب داشت برايم روشن ميشد . امير محمد قندهارى در موقعى كه انگليسها اين شهر را تصرف كرده بودند بواسطهء بعضى زيانكارىها از زادگاه خود اخراج شده بود . چون مكرر اروپائيها را ديده بود مرا هم از روى مشخصات نژاديم اروپائى تشخيص داده بود . همچنين در اولين ديدار به نظر او مأمور خفيه‌اى آمده بودم كه در زير كهنه‌پاره‌هاى لباس مسخرهء خود گنجها و ثروتهاى زيادى پنهان كرده‌ام و تصميم گرفته بود اين اتهام موحش را حربه خود قرار داده هر وقت بخواهد مرا تحت فشار بگذارد . مكرر به من توصيه كرده بود از اين گداها دست بردارم و به او پيوندم ولى من هردفعه به او جواب ميدادم كه دراويش و سوداگران را نبايد با يك
هامش
( 1 ) - خدا گناهان مرا ببخشد . نداى تعجب است كه معمولا سه مرتبه تكرار ميكنند . ( 2 ) - خليفه مطلق يعنى جانشين محمد و اين عنوان مخصوص سلطان قسطنطنيه مىباشد .
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 123 | آرمينيوس وامبرى / فتحعلى خواجه نوريان