تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
خيلى بموقع با ما آشنا شد . قيافه‌اش بهيچوجه خوش‌آيند و جذاب نبود و پس از آنكه مرا بعنوان مهمان آتيه‌اش معرفى كردند چندان تظاهرات دوستانه‌اى هم نكرد و در حالى كه زير لب كلماتى به گوش خان‌جان ميگفت مدتى قيافهء مرا ورانداز كرد و معلوم بود مرا غير از آنچه تا حال قلمداد شده‌ام بجا آورده است . به زودى علت اين عدم اطمينان را كشف كردم ، قول خان در جوانى باتفاق خدر خان كه آنزمان در استخدام تسار بود از ايلات جنوبى روسيه عبور كرده بود و همچنين چندين ماه در تفليس مقيم بوده و به اندازه كافى با اخلاق و رفتار اروپائى ما آشنائى پيدا كرده بود . خودش ميگفت اينهمه ملل مختلف را ديده‌ام مگر عثمانلو . چون به او خاطرنشان كرده‌اند كه عثمانلو از يكى از طوايف تركمن مشتق مىشود و شباهت كاملى هم كه به يكديگر دارند مؤيد اين اشتقاق است لذا جا دارد از قيافهء من كه به كلى با آنها فرق دارد دچار تعجب بشود . حاجى بلال او را از اطلاعات غير صحيح برحذر كرد و گفت كه خودش چندين سال در كشور روم مقيم بوده بدون آنكه احدى چنين ايرادى به او كرده باشد . پس از آن قول خان بما اعلام كرد كه خيال دارد دو روز بعد صبح خيلى زود به ابهء خود در اترك مراجعت كند و گفت خوبست ما هم فورا خود را براى مسافرت آماده كنيم زيرا تنها اوست كه ميتواند ما را درين فاصله تا اترك با اينكه بيش از دوازده ميل نيست بدون برخورد بمانع عبور دهد . و اما خود او فقط انتظار مراجعت پسرش غلامعلى را دارد كه براى يك الامان ( تاخت‌وتاز ) بسرحدات ايران رفته و قصد دارد چند ماديان اصيل همراه بياورد . قول خان اين موضوع را خيلى طبيعى و با لحنى حاكى از رضايت و كاملا با جنبهء مشروع براى ما بيان كرد و خاطرنشان ساخت چنانچه قبول زحمت كرده مسافت كمى تا پائين‌دست رود گرگان همراه او برويم شايد بتوانيم شاهد مراجعت پسرش بشويم زيرا بآمدن او چيزى باقى نمانده و در آنصورت منظرهء تماشائى را هم