به عمل آورند .
بيمزه نيست بدانيد كه مرا هم دعوت بحمل تفنگ كردند و موقعى كه فكر ميكردم بچه دشمنى بايد تيراندازى كنم هيجان فوقالعادهاى به من دست ميداد .
خوشبختانه اين نقشههاى جنگى « 1 » دنباله پيدا نكرد . هرچند فرداى آن روز يك كشتى بخارى روس در ضمن حركت بساحل رسيد ولى مخاصمه با يك قرارداد سياسى بتعويق افتاد و تركمنها موافقت كردند كه براى آينده گروگان بسپارند ولى اسراء ايرانى را مسترد ندارند و بدينگونه آن بيچارهها جزو اسيران قطعى قرار گرفتند . متمولترين آنها بوسيلهء پرداخت صد دوكا بعنوان فديه دوباره آزاد شد . يكى ديگر هم كه در نتيجهء كشمكش افليج شده بود و بيش از يك بيست و پنجم اين مبلغ ارزش نداشت براى خاطر روسها خودبخود آزاد شد ولى سه نفر ديگر كه گردن كلفت و قوى و كارآمد بودند با زنجيرهاى محكم بسته شده روانهء اترك گرديدند تا در آنجا بضرب شكنجه به صورت بردهء واقعى درآيند . اين كلمهء اترك كه هم اسم رودخانه است و هم اسم آن حوزهاى كه از آن مشروب مىشود براى اهالى مازندران و طبرستان بمنزلهء علامت ترس و وحشت و لعنت بشمار ميرود و وقتى يكنفر ايرانى نفرين مىكند و ميگويد « اترك بيفتى « 2 » » ( خدا كند با ترك بيفتى ) قاعدة بايد خيلى عصبانى و خشمگين شده باشد .
چون تمام افراد قافله در آنجا وعدهء ملاقات داده بودند منهم مجبور بودم به زودى ازين اقامتگاه موحش ديدن كنم . خانجان از راه لطف سفارش مرا بقول خان مهماننواز ملقب به پير ( ريشخاكسترى ) قرقچيها كرده بود . اين ماهيگير پير
هامش
( 1 ) - خواننده نبايد تعجب كند ازين كه مقامات روسى تا اين حد دوپهلو و مشكوك رفتار كردند .
ايران هرگونه پياده كردن سرباز از طرف حكومت مسكو در سواحل درياى خزر را به نظر تصرف خصمانه در خاك خود مىنگرد و بيشتر مايل است تحمل چپاول تركمنها را بكند تا اينكه بوسيلهء همسايه خطرناكش آنها سركوبى شوند زيرا هر خدمتى كه روسها انجام دهند دو جنبه داشته و براى ايران بسيار گران تمام مىشود .
( 2 ) - در متن همينطور نوشته شده .