وظائف مهماننوازى و ارضاء خاطر ما از هيچ جهت كوتاهى نميكرد ولو آنكه اين امر بفداكارى واقعى هم نيازمند باشد . الياس كه از تركمنهاى خيوه است جزو ايل يموت محسوب مىشود و براى انجام كارهاى شخصى همه ساله از صحراى گمشتپه عبور مىكند و هردفعه در مدت توقفش درينجا حمايت خانجان او را از مخاطرات گوناگون كه هر غريبهاى را تهديد مينمايد محفوظ ميدارد . معمولا در پائيز هر سال وارد مىشود و در بهار با بيست يا سى شتر حامل كالا مراجعت مينمايد و اين كالا يا متعلق به خود اوست يا از طرف اشخاص به او سپرده شده است . امسال چون چند شتر اضافى هم همراه داشت لذا مبلغ مختصرى هم كه ما بابت كرايه به او پرداختم برايش يك درآمد غيرمترقبه محسوب ميشد و مثل اين بود كه از آسمان برايش به زير افتاده باشد .
بعلاوه خانجان بطريق خاصى سفارش ما را به او كرده و گفته : زندگى شما ضامن زندگى آنهاست و اين دستور العمل رسمى كاملا حكايت از علاقهء او نسبت بتأمين جان و مال ما مينمايد . پس ازين سفارش الياس مانند همهء چادرنشينان كه وقتى توجهشان به چيزى جلب شود چشمها را به زير مياندازند نگاه خود را به زمين دوخته با صداى آهسته و تقريبا بدون حركت لبها به او گفت : بنظرم شما مرا درست نميشناسيد خونسردى مخصوص ايندو تركمن اعصاب مرا كه هنوز نيمهاروپائى باقيمانده بود قدرى ناراحت كرد و شروع كردم به دادن بعضى تذكرات و ابدا متوجه نبودم كه حاجى بلال و ساير همقطاران نيز كه ناظر اين مذاكرات بين الاثنين هستند كاملا آرام و خونسرد ايستادهاند و بعد پشيمان شدم كه چرا به آنها تأسى نكردهام زيرا ديدم سئوالات بى مورد من چندينبار پشتسرهم بلا جواب ماند . نتيجهء معاملهايكه در غياب ما انجام گرفت اين بود كه ازينجا تا خيوه فقط دو دوكا بپردازيم و كرايهء آرد و آب ما را هم الياس مجانا به عهده گرفت .
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 93
مساهمون: آرمينيوس وامبرى
ص٩٣