تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 8086

مساهمون:

ص٨٠٨٦

وضع بيمارى مؤلف

هفتم شهريور - دو شب بىنهايت سخت گذشت . جراحت مىآيد اما تمامى ندارد . گاهى سينه يا قلب مىگيرد . شدت ورم و درد زياد است . خواب بسيار كم شده . غذا منحصر به شير شده . دهن هرقدر ورم زبان كم مىشود راحت‌تر است . صبح تا عصر دوا مىخورم و دوا . انژكسيون كه همان . . . « 1 » آمپول است . از ساير چيزى دستگيرم نشده خدا بايد حفظ كند . 9 شهريور 1324 شمسى ، 22 رمضان المبارك 1364 هجرى ، ماه او 1945 ميلادى - نمرديم ، نهم شهريور است . اما بدترم . يعنى ورم درد مىكند . امروز خيلى درد شديد بود . دكتر معاون را آوردند كه دكتر علاء به قمر الدوله گفته بود . او هم رسيدگى كرد رفت مريض‌خانه مشورت كرده ساعت شش خبر بدهد چه بايد كرد . من و اللّه مرگم را سهل‌تر از اين كشمكش و صدمات مىدانم . اگر اوضاع عمل شد چه بكنم . روز تولد حضرت صديقه شمران آمديم ( 12 خردادماه ) . از 23 بهمن‌ماه 1323 زير زبان من گوشت بالا آورد . اطباء گفتند چون زياد نشده درد ندارد به حال خود ول كنيد به طبيعت . كرديم ، اين شد كه بهمن‌ماه ناچار شدم به وسيلهء دكتر جمشيدى شوهر نوه‌ام اقدس خانم مريضخانهء نجميه رفتم ، دكتر معاون معاينه [ كرد ] اينجا ، آنجا ، عكس ، تجزيه ، زبان ورم كرد . آرواره‌ها درد گرفت . آمديم شميران بهتر شود شب 14 خرداد درد شدت كرد . خيلى بيش‌ازپيش . تلفن كردند عين الملوك دكتر عزيزى را آورد . انژكسيون داد درد ساكت شد . بعد علائى ، بعد عزيزى ، اين ، آن ، تا سه شب قبل شدت درد زياد [ شد ] . كار گريه‌زارى بالا گرفت .

مسابقه با كتابچهء خاطرات

چون اين كتابچه در حيات و ممات با من مسابقه گذاشته مىخواهم به آن خاتمه دهم ، يا من پيش برده‌ام يا آن . صورت طرف راست ، زبان ، آرواره ورم دارد . صد جور دوا . فقط آن آمپول اثر دارد كه درد را ده دوازده ساعت تخفيف مىدهد . كله و گوش و دهان آرام مىشود . از ساير [ دواها ] اثراتى چندان نديدم . اين هم عزيزى داد . روزى دو مرتبه انژكسيون مىشود صبح و عصر . چند روز است قلب هم مزيد شده . تا پريشب ديشب همه مأيوس بودند . اما مشاعرم همه بجاست . خيلى چيز نوشتم . همه را به لله نايب كوريجان دو ماه است طهران آمده سپردم . حالا نمىدانم من مسابقه را پيش مىبرم يا اين
هامش
( 1 ) - يك كلمهء ناخوانا .