تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 8084

مساهمون:

ص٨٠٨٤
متصل پول داد . بيست روز است به شدت هوا گرم شده . در تجريش كمتر اين‌طور گرما شده بود . هوا هيچ تموج ندارد . شهر مثل جهنم است . تبريز ، مشهد ، حزب توده اغتشاش برپا كرده . مشهد نظاميها به سمت تركمانها رفته‌اند با آنها همكارى كنند . باز اكثريت و اقليت جنگ دارند . بلاتكليف ، اغتشاش هم شروع شده است . پنجشنبه اول شهريورماه 1364 هجرى - زياد هوش و حواس نيست . متصل سهو مىكنم . دو روز دو دفعه قلبم گرفت . همه از قلب خوب مىگفتند . گويا از آمپول تازه است ، امروز نزدم قوه كم مىشود امراض ديگر توليد مىكند . ملاحظه شود اول اين مرض يك ذره گوشت زيادى زير زبان بود امروز چه شده و چه دردها توليد كرده . چه اطباء و چه پولها خرج آن شده . عقبات داشته باشد كه بىخبرم ، « تخم خرما به يمن تربيتش - نخلى . . . « 1 » گشته » .

غائله گنبد

در گنبد قابوس صاحب‌منصبان متمرد را ژاندارمها هفت نفر كشته [ اند ] ، دو نفر زخمى و مابقى پراكنده [ شده‌اند ] . غائلهء بزرگى خوابيد . هر افسرى هزار تومان جايزه داشت . ژاندارمها همان افسرها را هدف قرار دادند . شهر نظامى بود نظامىتر ، سخت‌تر شد .

وضع مؤلف

يكشنبه چهارم شهريورماه ، 12 رمضان ، 26 اوت - ديشب سخت نفسم گرفت به قدر سه چهار ساعت . بعد از استعمال دواجات زياد به خواست خداوند كم‌كم آرام شد . همه شميرانى [ ها ] بعلاوه بعضى تهرانيها بودند . ساعت نه خوابيدم . سه ساعت و نيم خواب رفتم . الان ساعت شش صبح است . من و قمر الدوله و زينب بيداريم . كمى شير خوردم . مشاعرم تمامى بجاست . خوب مىشنوم . بسيار بد حرف مىزنم . اگر دو حملهء ديگر يا شايد يكى به آن سختى بيايد كار تمام شود . ايمان دارم به خداوندى خداوند يكتا . شهادت دارم به رسالت حضرت محمد بن عبد اللّه و يازده فرزندش عليه آلاف التحية و الثنا . خداوند مرا بيامرزد و اميدوارم هروقت آن ولو دقيقه كه باشد مرا آمرزيده‌اى ، استغفر اللّه ربى و اتوب اليه . همه را اى خدا به تو سپردم . به عقيدهء خودم براى هيچ كارى
هامش
( 1 ) - يك كلمهء ناخوانا .