تحويل گندم و رشوهء رئيس
شنبه 7 آبان 1322 - خرمن ما اگر تعهد را بدهيم براى مساعده و خرج ده ، مواجب عملهجات قلعه ، آرد طهران چيز قابلى نمىماند . مگر تخفيف بدهند . در مذاكره هستم تا چه شود . رئيس اقتصاد « خانآباد » با تقديم دو خروار آرد و ده جور رشوهء نقدى خروارى شش من افت كم كردند ، سى و سه من هم توفير تن است با خروار . اگر همه را بگيرند چهارصد خروار اضافه مىشود . با اين تقديمات رئيس خانآباد منفصل شد سر ما بىكلاه ماند . كوششها نتيجه نداد گرفتند .
يك كلهقند چهل تومانى
سهشنبه 10 آبان - مخارج زياد عروسى را كم كرده . علىيار كوريجانى براى پسرش عروس آورد . همهساله كلهقندى در سينى گذاشته دستمال قرمزى روى آن با دهل و سرنا خدمت ارباب يا نايب براى كسب اجازه مىآمدند . امسال علىيار يك باديه روغن گذاشته بود كه قند پيدا نشد . چه كند يك كلهقند ، چهل تومان برايش تمام مىشود « 1 » .
على سهيلى
جمعه 13 آبان 1322 - ديشب خواب ديدم رئيس الوزرائى كه هيچ من صورة نمىشناسم از پله بالا مىرود من هم دنبالش و اين اشعار فرخى را برايش مىخوانم و تعريف مىكند ( سهيلى رئيس الوزرا ) .
دل من لاغركى دارد شاهد كردار * لاغرم من چه كنم گر نبود فربه يار
لاغران جمله ظريفند و ظريف است كسى * كو چو من دايم با لاغركان دارد كار
دوست از لاغرى خويش خجل گشت ز من * گفت مسكين تن من گوشت نگيرد هموار
گفتم اى جان نه مرا از تو همى بايد خورد * خوردن من ز تو بوس است و كنار و ديدار
هامش
( 1 ) - برعكس عروسى زياد شد . پول كشمش و غيره زياد بود . ده عروسى در كوريجان شد . ( يادداشت از نويسندهء خاطرات )