تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7910

مساهمون:

ص٧٩١٠
من اگر با همين عائله در اينجا باشم ماهى پنجاه تومان بيشتر خرج ندارم آن هم براى لوازماتى كه در ده فراهم نمىشود مثل قند ، چاى ، پارچه ، لباس ( اين مدت كه الموت بودم همين‌طور بود ) . كوريجان تا شهر بيست و پنج كيلومتر مسافت دارد .

مهمانى اميرنظام

اتومبيل اميرنظام آمد ناهار كبودراهنگ رفتم . فرماندار آقاى فخر الممالك اردلان پسر مرحوم حاج فخر الملك برادر بزرگ حاجى عز الممالك كه از عيال متعهء آن مرحوم بود با رئيس اقتصاد امير وفائى ، شاهزاده رئيس نظميه آنجا آمده بودند . روز خوشى بود . غروب با آنها منزل آمدم .

اعلان دولت

هوا دارد سرد مىشود . الحمد للّه دو سه دفعه باران رحمت باريده . ديمها سبز شده ، [ زراعت ] آبى طراوت پيدا كرده . مايهء بسى اميدوارى شده . اما غله روزبه‌روز بالا مىرود . يعنى همه‌چيز رو به تزايد است . دولت اعلان كرده هركس از تعهد خود يك خمس اضافه بدهد هر تن پنجاه تومان از آنچه داده شده علاوه جايزه مىدهد ، يعنى صد خروار پرداخته يك خمس هم بدهد . روى هم هر تن پنجاه تومان جايزه ( حالا هر تن گندم سيصد تومان مىدهد سيصد و پنجاه خواهد داد ) . من گفتم حساب كنند صرف مىكند بدهم . نرخ آزاد اگر كسى داشته باشد ( خروار نه عباسى يكصد و بيست و پنج من ) [ گندم ] يكصد و سى تومان است [ و ] جو صد تومان . گرانى شديدى است . در طهران آدم كشته شده ، زخم‌كارى شده ، بچه سقط شده . داستانى است سر نان . خدا خودش رحم كند .

خشكى ده ساله

مخفى نماناد . پس از جنگ بين المللى كه اينك تحت الشعاع اين جنگ واقع شده و آن قحطى در ايران و شايد ممالك ديگر ، هوا تغيير كرد . سرما كم ، باران و برف خيلى كمتر شد . همه‌ساله محصول كم ، آب قنوات چشمه‌سارها ، رودها بسيار بسيار نقصان پيدا كرد . آنچه ما زمستانهاى سخت ديده بوديم نديديم . اصلا وضعيت كرهء ما تغيير كرد . ايران هوا خوش بود ، در بغداد دجله يخ بسته بود ، در بوشهر برف آمده بود . همين‌طور اختلاف ممالك ديگر . منتهى ده سال است كه خيلى خشكى مىشود . پارسال زمستان نشد . تا اين نتيجه بد را قسمت كرد كه همه درمانده شده‌اند و نمىدانند چه چاره بايد كرد .