تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7885

مساهمون:

ص٧٨٨٥
طولانى بود روى آن تمام گلدانهاى سور و ظروف قديم چينى ايرانى ريخته بودند كه هريك مبلغها قيمت داشت . در نزديك عمارت بادگير زين خانه بود كه محل زمينى به قدر ده ذرع عرض و بيست ذرع طول تمام اين زينهاى مرصع و طلا و نقره با كتل‌پوشهاى مرواريد ، سرمه‌دوزى ، تاجهاى طلا و نقره ، سر يراقهاى الماس‌نشان دورتادور اين محل گذاشته بودند كه چشم از نظارهء آن خيره مىگشت . هزاران‌هزار نفايس ديگر . پرده‌هاى نقاشى كه جمع‌آورى شده بود ، همه ممتاز ، همه قيمتى [ بود ] . به علاوهء يك مقدار كلى پرده‌هاى نقاشى و اشياء ديگر در گالرى بود كه آن محل را وزارت راه ساختند . معلوم نشد كجا بردند و چه شد . درياى نور ، الماس آبدارباشى ، تاج ماه و غيره و غيره كه صورت صحيح آن در خانوادهء اعتماد حضور بايد باشد .

پردهء كار كمال الملك 21 اسفند 1320 جريدهء فريدهء ستاره

ستايش از نگارشات شما بىمورد است . هركس فهمى دارد ملتفت است . شرحى در جريدهء شما يا ديگران در مورد مرحوم كمال الملك و پرده‌هاى نقاشى او نوشته بود . كمال الملك به واسطهء تقرب مرحوم فخر الملك ابو الحسن اردلان توانست در دربار مرحوم ناصر الدين شاه طاب ثراه سمت نقاش باشيگرى پيدا كند ( در خانهء مرحوم فخر الملك آثار و پرده‌هاى نقاشى آن باقى است ) . من بدان واسطه با آن مرحوم دوستى و مودت داشتم . مكرر بر مكرر چه در حال كهولت و شيخوخت مىگفت زحمتى كه من در پردهء نقاشى ناصر الدين شاه در اطاق آئينهء سردر موزه كشيدم در عمر [ م ] در هيچ نقاشى نكشيدم ، زيرا من شاه را در اين اطاق بايد در هريك از آئينه‌ها ترسيم كنم . چند سال زحمت من طول كشيد . بالاخره پردهء نقاشى عالى شد كه هيچ استادى نظير آن را نمىتواند بكشد . حاليه از آقاى ستاره خواهش مىكنم جويا شوند [ آيا ] اين پردهء به اين نفيسى [ كه ] با اين زحمت مرحوم كمال الملك [ كشيد ] باقى است يا جزو اسبابهائى كه مرحوم تيمورتاش براى ازدياد مكنت مملكت حراج كردند جزو حراج رفت كه رفت . * * *