تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7886

مساهمون:

ص٧٨٨٦

1321 از فروردين تا اول بهمن 1321

متحد پوشالى

« 1 » روز شنبه سيم ربيع الاول 1361 مطابق فروردين 1321 - دو ساعت و كسرى به ظهر مانده تحويل حمل بود . با همهء گرانى ، گرفتارى ، نقصان همه‌چيز ، مردم كه عيد از عزا خارج شده بود خوب استقبالى از عيد كردند . يك همچو عيدى را كه باز از ماه صفر خارج شده بود تازه الموت وارد شده بودم كه يك قرن است . آن‌وقت هم قشون روس در ايران بود به واسطهء قضيهء شوستر امريكائى رئيس ماليه . امروز قشون انگليس هم اضافهء آن شده . منتهى عنوان تغيير كرده . امروز با ما متحد پوشالى هستند .

احوال خانوادگى

من و زينب اطاق بالا شرايط تحويل را به جا آورديم . بهمن ميرزا دو روز قبل به سمت همدان و كوريجان رفت . سلطان مسعود ميرزا ديروز با رفقاى خود اصفهان رفت منزل آقاى حاج عز الممالك اردلان فرماندار و روشنك خانم خواهرش . عباس ميرزا امروز صبح زود با تاجلى خانم با راه‌آهن مازندران به مقصد نوشهر منزل ملكه خانم و دكتر [ ابو القاسم ] نجم‌آبادى در نوشهر ، از آنجا يا از راه رشت خواهد آمد يا از راهى كه رفته . تا عصر خيليها ديدن كردند . عيدى هم امسال واجب شمرده مىشود . من هم به همه دادم . شب يكشنبه من لرز شديدى كردم تا صبح خوابم نبرد . پارسال كش پاى راست ورم كرد مدتى مداوا شد تا سر باز كرد . امسال ورم ديگرى بالاى كش ران پيدا شده و اين تب و لرز گويا به واسطهء آن بود . لذا چند جا هم كه نوعيد داشتند و لازم بود بروم ، نرفتم .

مصائب روزگار

اوضاع بسيار وخيم است . مردم اغتشاش مىكنند . رضايت آنها پس از آن مصائب ( از بس كه در جرايد مقالات نوشته‌اند [ و ] مجلات چاپ كرده‌اند حتى كتاب ، ديگر محتاج
هامش
( 1 ) - نقل از دفترچهء خشتى .