تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7888

مساهمون:

ص٧٨٨٨

عفونت بدن

ورم پا بزرگ شد . چهارده شب تب داشتم . بالاخره از دكتر آهى جراح ( برادر [ مجيد ] آهى وزير عدليه پسر ميرزا ابو القاسم منشى سفارت روس ) كارى ساخته نشد . دكتر حسين معتمد آمد با ده تومان ويزيت ( قيمت نسخه يك بر صد بالا رفته ) . خدا نكند كسى مريض شود . ضماد ايرانى داد : بزرك ، ختمى ، تخم كدو ، خيار . سه روز بعد سر باز كرد . جراحت هشت روز آمد . حالم بد است . بدتر از همه با اين حال درد پا شدت كرد . بعد دست درد گرفت . دو سه شب تب . به كلى خواب حرام شد ، فرياد ، فغان تا صبح . بدتر از همه بول مرا تجزيه كردند در ادارهء بهدارى وزارتى بيست و پنج قند ، چقدر اوره باعث وحشت شد . چند روز مرا پرهيز دادند . همه‌چيز را قطع كردند . متوسل به شاهزاده لسان الحكما شدم . دكتر حامدى تجزيه كرد هيچ قند نداشت ، اوره كم بود . از اين وحشت درآمدم . [ در ] تجزيه‌خانه‌ها بعضى وقت نسخه‌ها عوض مىشود . حكايتى است .

ساختمان مترى شانزده تومان

از اطاق بالا مرا دكتر [ ابو القاسم ] نجم‌آبادى شوهر ملكه با مسعود بغل گرفته مثل نعش اطاق پائين آوردند . خنك و خوب بود . عمارت مسعود را مىسازند . زمين خانهء پيرمرد همسايه كه مكه مىخواست برود يكصد و ده متر خريده شد . مهندس كيا « 1 » نقشه كشيد سه طبقه مترى شانزده تومان .

پيرى و هزار عيب

هرچه دوا و شستشو مىكنند سوراخ جراحت هم نمىرود . سال قبل هم ورمى پائين‌تر حادث شد . گفتند نواسير است به واسطهء ضعف و كبر سن نمىشود عمل كرد . آن هم سر باز كرد . بعد هم آن سوراخ گاه‌به‌گاه جراحت مىدهد . مىگويند ضررى ندارد و اين مجرا بايد به حال خود باشد تا جراحت را بيرون كند ( پيرى است و هزار عيب ) .

بلديه و نرخ

بارى همه‌چيز به اعلى درجهء گرانى رسيده . باز خوب بود به همت زينب و كوشش استاد فتحعلى ما مقدارى مصالح پيش خر كرديم . ارزاق ، آن به آن بالا مىرود . هرقدر در جرايد فرياد مىكنند ثمرى ندارد . گاه‌به‌گاه بلديه نرخها را اعلان مىكند اما هيچ كاسبى ،
هامش
( 1 ) - نور الدين كيانورى از اعضاى حزب تودهء ايران . ( مسعود سالور )