تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7849

مساهمون:

ص٧٨٤٩
نمىكنيم . همهمه در اروپا بلند شد . چكها مخالفت كردند . چيزى نمانده بود جنگ درگيرد . آقاى چمبرلن رئيس الوزراى انگليس ناچار شد قضيه را حل كند . در سن هفتاد و چهار سالگى با آيروپلن به « برچسگادن » عمارت شخصى هيتلر رفت ( در اين گير و دارها هيتلر شهر آزاد ممل را هم تصرف كرد ) . گفتگوها چه بود معلوم نشد . چمبرلن مراجعت [ كرد ] و به هيتلر وعدهء ملاقات ثانى داد . در كابينهء خود با وزرا مشورت كرد . با فرانسه كه متفق او بود تبادل افكار شد . در نزديكى مرز فرانسه مجددا ملاقات چمبرلن و هيتلر حاصل شد . باز مراجعت به انگليس نمود . پس از شورها ، مصلحتها قرار شد اين مرتبه دالاديه رئيس الوزراى فرانسه هم حضور داشته باشد و از مسيو هيتلر خواهش شد موسلينى را هم دعوت نمايد . اين ملاقات در مونيخ واقع شد . معاهده بسته شد كه سودت مال آلمان باشد به شرط آن‌كه به استقلال و آزادى چك‌اسلاو تعدى وارد نگردد . همه امضاء كردند . ديگر از ساير گفتگوها و ساير مندرجات عهدنامه مطلبى شهرت نكرد . همگى شادان ، خندان از هم جدا شدند . بلافاصله قشون آلمان سودت را به تصرف خود درآورد .

آلبانى

تمام كارخانجات دنيا مشغول تهيهء اسلحه است . همه مىگويند صلح ، ليكن شب و روز آلات قتّالهء جوربه‌جور ، رنگ‌به‌رنگ آماده مىكنند . اين آيروپلن هم مصيبت تازه شده كه ترحم به هيچ‌چيز نمىكند . بدون هيچ مقدمه كشتى و قشون ايطاليا حمله به مملكت آلبانى آورد . آلبانى [ هاى ] بيچاره كه تاب مقاومت نداشتند جنگ و دفاع مختصرى نموده زغول پادشاه آنجا اول زنش [ را ] كه روز پيش زائيده بود و از محترمين خانوادهء مجار بود به سمت يونان فرستاد . صبح ديگر آنچه پول زرد در پايتخت بود برداشته دنبال خانمش به يونان رفت . آخرين منزلش لندن شد . تا هيلاسلاسى تنها نماند .

علت بدخطى

در اين ايام و ايام گذشته چقدر نطقها ، خطابه‌ها جارى گرديد و چها جرايد به هم بدزبانى ، توبيخ ، سرزنش نمودند به تحرير نمىآيد ( همه‌چيز پس از جنگ گران و تقلبى شد . خط من با سابق آنقدرها فرق نكرده مركب بد است ، سر قلم بد است . هفته‌اى يك سر قلم بايد عوض كرد . همين شيشه مركب كوچك را از همدان هفت ريال برايم
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7849 | قهرمان ميرزا عين السلطنه