اوضاع اروپا
پس از جنگ بين المللى 1914 ميلادى و خاتمهء آن و عهدنامهء ورساى چند سالى دنيا آرام بود ، سپس زمزمهء آن شد كه اين معاهده عادلانه نبوده . سياسيون عهد حدس مىزدند كه جنگ ديگرى واقع خواهد شد .
آلمان به دست و پا افتاده بود و كوشش كرد از مضيقه نجات يابد . لكن احزاب سياسى آن عقايدشان مختلف بود و كوشش آنها به جائى نمىرسيد . هيندنبورگ رئيس جمهور آن سردار نامى پير بود و از عهدهء اين مردم برنمىآمد .
ظهور هيتلر
آدلف هيتلر از آلمانيهاى متولد اطريش بود . پدرش در گمرك سرحدى آلمان داراى شغلى بود سپس به مونيخ رفت . در جنگ بين المللى هيتلر جزو افراد داخل خدمت شد .
رشادتى كرد رتبه گرفت . بعد زخمى شد و به مونيخ آمد . چند سال پس از صلح داخل انجمنى شد كه خودش مىنويسد چهار نفر عضو داشت [ و ] هشت مارك سرمايه . اين آقاى هيتلر به زمان اندكى اين حزب را به نام « نازى » چنان قدرت و قوت داد ( با رفقاى كارى خود ) كه هيندنبورگ ناچار شد زمام امور و صدارت آلمان را به كف كفايت او برگذار كند . يهوديها به همهء ادارات ، بانكها ، شركتها مسلط شده بودند و تمول آلمان و تا اندازهاى سياست به دست آنها بود . هيندنبورگ به رحمت خدا رفت .
حزب نازى
آدلف هيتلر به عنوان پيشوا و صدراعظم قايممقام او شد . چيزى نگذشت مخالفينى توليد شد . هيتلر همه را به قوت حزب نازى گرفت و قريب صد نفر از جنرالها ، وزراى سابق ، سياستمداران را نيست و نابود كرد و به كلى مقتدر گرديد . دو مجلس منعقد كرد يكى به نام آلمان ، يكى به نام پروس كه مطيع خودش بودند و به كلى استقلال داخلى ممالك از بين رفت . با انگليسها از در مسالمت برآمد . چون فرانسه خيلى قوى و متمول شده بود انگليسها مايل شدند ( مطابق عهدنامهء ورساى آلمان نمىبايست كشتى جنگى آيروپلن و بيش از صد هزار قشون نگاه دارد ) و به او اجازه دادند سى درصد مقابل بحريهء انگليس كشتى تهيه كند .
بعد داستان مملكت سار به ميان آمد . اتفاق آراء به آلمان اصابت كرد و ضميمهء آنجا شد . سپس آلمانها حدود خود را در ساحل رود رن كه بنا بود مستحكم نكنند شروع به