و [ طلب ] غفران و بخشايش مىطلبم ، « خود غلط بود آنچه ما پنداشتيم » .
تغيير اوضاع
امروز مملكت ما به توجهات آن وجود محترم امنوامان شده . ديگر آن بساطها نيست [ كه ] جهانشاه خان [ افشار ] سلطنت كند ، اقبال السلطنه ماكوئى شاهنشاهى ، آقايان بختيارى [ مالك ] مال ، جان و مال همه [ باشند ] . ادارات ما تا درجهاى منظم شده ، شعبات آن حتى در قصبات هم داير [ است ] ، قشون منظم مرتب ، مدارس روزبهروز زياد ، همه چيز يك سروسامانى گرفته . هوچيها ، روزنامهنويسها ، سخنرانها به حمد اللّه ما را ول كرده سر جاى خود نشسته [ اند ] ، از شرّ بيان و بنان آنها همه ايمن هستند . ديگر ضياء الواعظين كنفرانس نمىدهد ، آقاى طوفان « 1 » طوفان نمىكند ، چه و چه . آن داستانها كه در گذشته همه را نوشتهام .
راهآهن
راهآهن جنوب به شمال آمده . راهآهن تبريز و مشهد را مشغولند . خطوط اتومبيل همه جا داير شده . از همهء اينها [ مهمتر ] فعلا امنيت ماست . من در الموت با بيست نفر نوكر مسلح آنى ، دقيقهاى راحت نبودم . امروز تنها با يك كيف دستى و يك چمدان كوريجان مىآيم راحت و آسودهام .
لباس و رفرم
لباس ما اروپائى شده است . حجاب از زنها برداشته شده . همهچيز رفرم [ يافته ] و تازه گرديده . حالا اگر نواقصى در كارها هست البته هر كارى در مقدمه وارد اشكال و بىنظمى مىشود . اميد كه آنها هم به زودى رفع و دفع شود . جرايد ما مملو از ذكر اين واقعات است و همه را نگاه داشتهاند . هركس مايل به تمام وقايع اين چهارده سال باشد خوب است رجوع به آنها كند . من مىروم توى وقايع امروز كه بسى حيرتانگيز و تعجبآور است .
هامش
( 1 ) - مرادش محمد فرخى يزدى شاعر است .