هم به من داده بود كه الساعه در سن 22 و 21 و 16 [ مىباشند ] و تحصيل مىكنند . ) ده ماه من آنجا و در خانهء مادر زينب ماندم . پدرم رحمة اللّه عليه طمعش غلبه كرد .
مستشار الممالك ميرزا نصر اللّه و ميرزا سيف اللّه را آنجا فرستاد و مرا احضار كرد ، به گمان اينكه از آنها كار پيش مىرود .
من ماه رمضان اواخر ثور 1340 قزوين آمدم ، از آنجا طهران . مستشار را بعد از چندى بيرون كردند . پدرم رفعت السلطان شوهر همشيره را فرستاد . اوضاع دگرگون شد . كودتا و پهلوى طلوع نموده بودند . رفعت السلطان هم نتوانست زيست كند .
در 1344 ما به وكالت آقاى فاضل الملك به عدليه متظلم شديم . مبلغها خرج ما شد كارى صورت نگرفت . آنها زياد [ بودند ] و ما براى هر ده مىبايست دويست ورقه پانصد ورقه عرض حال و مدارك بدهيم . با همهء اينها مقاومت كرديم . [ موضوع ] بازخريد خالصه پيش آمد كمككار شد . ثبت دادند به همه اعتراض داديم . تا طرفين خسته و مانده شده ، شيخ ابراهيم الموتى حقوقى كه از محبّان بود و وكالت عدليه را هم دارد يك سال زحمت كشيد . بالاخره با شرحى كه داده شد در بيست هزار تومان در ظرف پنج سال امر را خاتمه داد و نام نيكى از خود باقى گذاشت و ما را از شرّ و بلاى الموت نجات داد .
ملاحظه كنيد كار به كجا كشيده بود كه شيخ محمد على ثابت هم درمانده شده بود و همراهى به اصلاح داشت .
هرچه بگندد نمكش مىزنند * واى به وقتى كه بگندد نمك
خواننده تعجب بسيار [ مى ] كند كه يك امر ساده سى و يك سال مرافعه و محاكمهء آن به طول انجاميد و اينهمه دولتها ، شاه ، وزارتها حاضر براى طى آن ولو به اصلاح شده قدمى فرا نگذاردند . خالصه را دولت فروخته بود چنانچه سرتاسر ايران را فروخت . به ما مىگفتند [ و ] حكم مىدادند [ كه ] حق داريد ، ليكن تقويت نكرده و متعاقب آن شيخ محمد على به زور وكالت به زور حزب دموكرات ناسخ مىگرفت . آنوقت بايد مدتها زحمت كشيد تا رفع شبهه را كرد . تا دورهء جديد شد و ما را پاك و صاف خارج كردند .
عدليه هم نتيجه نداد .
بيمارى و پيرى
22 دىماه 1315 - امسال ضعف به من غلبه كرده پادرد و توقف خانه مزيد علت شده است . من تا اواخر 1313 حالم خوش بود . پادرد داشتم ليكن به اين درجه زبون نشده بودم . امسال زمستان عجيبى است . سالها بود چنين برف و سرما نشده بود . زمين و زمان يخ است . من از زير كرسى ندرة بيرون رفتهام . فى الجمله غفلت كنم سرما مىخورم