تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7805

مساهمون:

ص٧٨٠٥
آقاى دكتر حيف نيست كه به جاى كاه زعفران بكارند . چغندرقند بكارند . من اگر ملك مىداشتم مىدانستم چه قسم زراعت كنم . اين كوهها شكار زياد است . بلى . حقيقت را بگو . گزوم اوسته . چه قسم . جيران - داق داوارى « 1 » . ترجمه كن . عرض مىكند . آهو ، ارغالى . ببر هم دارد . گرم مىشم ( نديده‌ام ) آقاى دكتر استنطاق خاتمه يافت . ملاحظه نموده امضا كنيد . كربلائى فعلا مرخص هستيد . با مترجم رفتند . كربلائى رضا مثل نعش به زمين افتاد و بناى ناله را گذاشت . كاش آن چشم من هم كور بود و اين مرده را نمىديد . دكتر پس از ملاحظه اوراق [ را ] امضاء كرده به دست مستنطق داد ، او هم امضاء كرده و به صداى بلند گفت : استنطاق و معاينه تمام شد ، جنازه را دفن كنيد . بعد رو به دكتر كرده [ گفت ] خوب است از شاهزاده هم ملاقاتى كرده چون سابقهء كلى داريم . شما چطور ؟ من هم ارادت دارم . به سمت عمارت اربابى حركت كردند . ناهار را ميل كرده و به سمت شهر روانه شدند . خاتمه .
اين است حال بستان اى باد نوبهارى * كز بلبلان نيامد آواز بىقرارى
قهرمان سالور قاجار - كوريجان 1312
هامش
( 1 ) - گوسفند كوهى .