آقاى دكتر حيف نيست كه به جاى كاه زعفران بكارند . چغندرقند بكارند . من اگر ملك مىداشتم مىدانستم چه قسم زراعت كنم .
اين كوهها شكار زياد است .
بلى .
حقيقت را بگو .
گزوم اوسته .
چه قسم .
جيران - داق داوارى « 1 » .
ترجمه كن .
عرض مىكند . آهو ، ارغالى .
ببر هم دارد .
گرم مىشم ( نديدهام )
آقاى دكتر استنطاق خاتمه يافت . ملاحظه نموده امضا كنيد . كربلائى فعلا مرخص هستيد .
با مترجم رفتند . كربلائى رضا مثل نعش به زمين افتاد و بناى ناله را گذاشت . كاش آن چشم من هم كور بود و اين مرده را نمىديد .
دكتر پس از ملاحظه اوراق [ را ] امضاء كرده به دست مستنطق داد ، او هم امضاء كرده و به صداى بلند گفت :
استنطاق و معاينه تمام شد ، جنازه را دفن كنيد . بعد رو به دكتر كرده [ گفت ] خوب است از شاهزاده هم ملاقاتى كرده چون سابقهء كلى داريم . شما چطور ؟
من هم ارادت دارم . به سمت عمارت اربابى حركت كردند . ناهار را ميل كرده و به سمت شهر روانه شدند . خاتمه .
اين است حال بستان اى باد نوبهارى * كز بلبلان نيامد آواز بىقرارى
قهرمان سالور قاجار - كوريجان 1312
هامش
( 1 ) - گوسفند كوهى .