تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7804

مساهمون:

ص٧٨٠٤
ادراك مردم است كه مرا از عمر بيزار كرده . رؤساى ما بدترند . دوغ و دوشاب در اين مملكت يكى است . يك همچو اوراق جامعى كه به محكمه مىبرند ( مستنطق عصبانى شده مشت خود را گره كرده و بالا برد ) آن قاضى بىوجدان حكم به حق و انصاف نمىكند ( مشت خود را ناگهان به روى ميز منحوس مندرس قهوه‌خانه فرود آورده قلم و دوات ، كاغذهاى استنطاق همه به روى زمين پرتاب شد ) . امنيه و ميرزا باقر جمع كرده به روى ميز گذاشتند . بعد از يك سكوت طولانى مستنطق رو به دكتر كرده . آقاى دكتر به نظر شما هواى اينجا چطور مىآيد ؟ آنچه مسلم الثبوت است و علما در آن شرح و تفسير داده‌اند در اين قبيل اراضى كه بلند و مسطح است ، كوه و درهء معظم ندارد ، اشجار و سبزه‌زار زياد نيست ، چون در تابستان آفتاب افقى اشعهء خود را مىدرخشاند هوا گرم مىشود ، در زمستان عكس آن است زيرا آفتاب عمودى مىتابد و بسيار سرد مىشود . مستنطق - بلى ، همين قضيه را در مدرسه حل كردم و پرى « 1 » گرفتم . احسنت . جمعيت را كنار كنيد استنطاق سرّى است . كل رضا پاى ميز استنطاق با مترجم خود مثل اين‌كه پاى چوبهء دار مىبرند حاضر شد . آنچه سؤال مىكنم حقيقت را بگو . گزوم اوسته « 2 » . كوريجان چند خانوار است ؟ ساى مه مىشم . كل باقر سن دى « 3 » . ميرزا باقر - اين نمىداند بايد از دويست متجاوز باشد . مترجم نبايد اظهار عقيده كند . چند خانوار است كربلائى . نمىدانم . اى احمق . خوب بگو چند جفت دارد . يوز قرخ ( مترجم : يكصد و چهل ) . به غير كاه و جو چه زراعت مىكنيد . گندم ، ديگر هيچ .
هامش
( 1 ) - پرى - جايزه ( 2 ) - لغت تركى - به روى چشم . ( 3 ) - لغت تركى - نشمرده‌ام . كل باقر شما بگو .