فانوس خواستند كه مردم را در روشنائى جابهجا كنند . هرقدر كوشش كرد كسى اعتنا به وى ننمود . بالاخره به ما ملتجى شد اگر اجازه مىدهيد در همين عقب اتومبيل براى شما جائى درست كنم ، هوايش لطيفتر و خنكتر است . آن بالا مملو جمعيت شده و هوايش خفه است ، به شما صدمه مىزند . به علاوه من دو نفر مسافر نزد شوفر دارم كه در قزوين پياده مىشوند و به شوفر امر مىكنم كه جاى آن دو نفر را به شما بدهد . ما لاعلاج تن در داديم . ملكآرا را با مدير گاراژ روانه كرديم تا از شوفر با حضور مدير قول بگيرد .
مراجعت كرد و گفتگو را ختم نموده بود . ما سه نفر روى چمدان و بقچه و « هورسك » انگليسى خودمان جلوس كرديم . محوطهء گاراژ و توى اتومبيل به كلى تاريك بود كه همديگر را نمىديديم . اما همهمه ، دادوقال ، فحش « گتره » در سر جا و نشستن و اسباب امتداد داشت كه انسان را از مسافرت بيزار مىكرد . من توبه داشتم با اين اتومبيلها مسافرت نكنم . عجله و غفلت مرا مجددا مبتلا بدان نمود . مختصر يك ساعت تمام ما در اين اتومبيل عرق مىريختيم و گوشمان از صداى همهمه كر شد تا آقاى شوفر محاسبهء خود را تمام كرد و اتومبيل را آتش كرد . اتومبيل را به راه انداخت . تا خواست كه از در گاراژ خارج شود اطاق اتومبيل به ديوار گاراژ گرفت تكان سختى به مسافرين داد و صداى خورد شدن فانوسها و آفتابهها و قلقكهاى آب مسافرين كه به بدنهء بيرون اتومبيل بسته بودند بلند شد . هياهوى جديدى احداث شد . يكى مىگفت سماورم شكست .
يكى مىگفت آفتابهء نازنينم خورد شد . دو نفر بربرى كه نزديك ما بودند فرياد مىزدند كترى ما . . . « 1 »
اتومبيل وارد خيابان شد . اين خيابان معبر مهمى است . سطح آن [ را ] سنگهاى قطعه قطعه فرش كردهاند . چراغ زياد و دكاكين معظم معتبر دارد و ميدان قشنگى ما بين تلاقى خيابان شاهپور به اين خيابان دارد . در آبپاشى و تنظيف آن خيلى دقت مىشود زيرا منتهاى آن قصر اعليحضرت پهلوى واقع شده است .
تغيير وضع طهران
شهر طهران در اين چندساله خيلى قشنگ [ شده ] و خيابانها و ميدانهاى عالى احداث گرديده . اگر يك نفر مسافر غريبى كه سابقه به اين شهر داشته باشد وارد شود به كلى مبهوت مىشود . حتى خودمان به واسطهء تغيير كوچهها و خانهها كه مبدل به خيابان شده اشتباه مىكنيم . لكن بلديهء طهران نسبت به اين خيابانهاى غير از حدود پهلوى چندان
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .