تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7726

مساهمون:

ص٧٧٢٦
ارائه سجل و محل حركت و مقصد قناعت نمودند . در خيابان پهلوى جلوى حجرهء مشعل شعبهء قزوين اتوى ما ايستاد . من از شوفر دو ساعت وقت گرفته فورى مطب اسعد الحكما كه در همان خيابان است رفتم . از ملاقات هم مسرور شديم . خانهء رئيس عدليه را سراغ گرفته درشكه نشسته آنجا رفتم . جمعه اول شعبان بود خادمه گفت مهمانى رفته . در « كرت » « 1 » اسم خود شرحى از بابت ارسال و عدم ارسال دوسيهء الموت نوشته ضمنا يادآورى از حكم پيج بن و مراتع فيشان نمودم . خدا گوش شنوا بدهد . من پارسال پول تمبر حكم پيچ بن را داده‌ام تا امروز اين حكم به امضاء قيم آقاى امير اسعد نرسيده است .

قيم براى امير اسعد

خدا نصيب نكند . پسرهاى امير اسعد پدر خود را مجنون و محجور معرفى كرده و در عدليه هم به ثبوت رساندند . اين بيچاره آنچه تلاش كرد كه من ديوانه نيستم به جائى نرسيد . عدليه براى او قيم معلوم كرد . اين قيمها متصل استعفا دادند . بالاخره پسرها قيم شدند . مجنون از دست آنها شكايت كرد عزل كردند . فعلا مىگويند بصير الدوله « 2 » قيم است و حال آن‌كه امير اسعد را من مكرر بر مكرر ملاقات كرده مهمانش شده‌ام . خانهء من آمده محققا از پسرهايش و ساير اولاد سپهسالار عاقل‌تر است .

فسنجان عالى

ظهر گذشته بود از قزوين حركت كرديم . از بس‌كه شوفر عجله داشت من فرصت آن كه شاهزاده عدل الممالك را ديدن كنم نكردم . در قزوين برف بيشتر از صحراى همدان بود . چهار فرسنگ كه رد شديم ديگر هيچ برف نبود . كرج يك ساعت مانديم . يك چلو خورش فسنجان بسياربسيار عالى در مهمانخانه به من دادند كه مدتها بود من چنين پلوئى نخورده بودم . به شهر طهران تلفون زدم كه زينب بىخبر نباشد .

ورود به طهران

دو ساعت به غروب مانده بدون سانحه‌اى ما وارد ميدان توپخانه شديم . آنجا من درشكه گرفته سبزى ميدان خراب مملو خاك ، تير ، آجر و غيره و غيره پياده شده ، حمالى
هامش
( 1 ) - ( كارت ) . ( 2 ) - رضا هروى ( 1255 - 1337 ) فرزند ميرزا على اكبر خان كجورى از درباريان بسيار نزديك و وفادار به احمد شاه قاجار يادداشتهائى از او به كوشش آقاى مجيد تفرشى با عنوان ( دو سال روابط محرمانه احمد شاه با سفارت شوروى ) در سال 1372 به چاپ رسيده است . ( مسعود سالور )